توافق هسته ای؛ فرصت ها و چالش های پیش روی دولت روحانی - پرسش مهر 16
سفارش تبلیغ
صبا
پرسش مهر 16
منوی اصلی
مطالب پیشین
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان

ویرایش
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز : 19
  • بازدید دیروز : 227
  • کل بازدید : 198791
  • تعداد کل یاد داشت ها : 52
  • آخرین بازدید : 96/6/30    ساعت : 5:55 ص

الف ) سیاست خارجی :

پس از سپری شدن یک دهه از مناقشه هسته ای ایران و غرب این مناقشه اکنون با برقرای یک توافق در استانه ایجاد چارچوبی اجرایی برای حل و فصل خود قرار دارد. بدون تردید تصمیم اوباما مبنی بر انتخاب راه حل سیاسی برای این موضوع به جای راه حل نظامی و همچنین تصمیم جمهوری اسلامی ایران به برقراری مذاکرات، روی کار آمدن دولت روحانی و بدنبال آن انتقال پرونده هسته ای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امورخارجه در رسیدن طرفین به مرحله  کنونی نقش غیر قابل انکاری داشته است. این مناقشه که بطور حتم می توان از آن به عنوان مهمترین مناقشه میان غرب و ایران نام برد پیامدهایی را بر سیاست خارجی و داخلی ایران تحمیل نمود که در حوزه سیاست خارجی تیره شدن روابط سیاسی با غرب،  تلاش غرب برای انزوا و ممانعت از ایفای نقش منطقه ای ایران بویژه تحت تاثیر لابی اسرائیلی را بایستی از اصلی ترین پیامدهای این مناقشه در نظر گرفت. هرچند که به نظر می رسد تصمیم ایران برای مذاکره مستقیم با آمریکا پس از روی کار آمدن دولت روحانی از همان آعاز به کار مذاکرات توانسته باشد بخشی از احساس غربی ها مبنی بر عدم اعتماد سازی جمهوری اسلامی ایران را جبران کند ولی به هرحال آنچه که منطقی می کند این است که حذف پیامدهای منفی گفته شده در عرصه سیاست خارجی و ایجاد تغییر پایدار در دیدگاه غرب نسبت به جمهوری اسلامی ایران نیازمند گذر زمان و مهمتر از آن بهره گیری صحیح سیاستمداران ایران از فرصت بوجود آمده از طریق گسترش دامنه روند مذاکرات به سایر مسایل مهم منطقه از جمله داعش و بحران های منطقه ای همچون سوریه و یمن است.

 به نظر می رسد همزمانی موضوع مذاکرات ایران و غرب با تحولات منطقه ای از جمله ظهور داعش و سایر بحران های منطقه ای، توانایی فراهم کردن چنین فرصتی را برای سیاست خارجی ایران داشته باشد. به عبارت بسیار واضح تر برقراری این مذاکرات و حصول نتیجه از آن در قالب دستیابی به یک توافق جامع در کنارشکل گیری منافع مشترک میان ایران و جامعه جهانی بر سر مقابله با داعش می تواند به عنوان بستری تسهیل کننده در اختیار سیاست خارجی ایران جهت نیل به ایفای نقش منطقه ای خود و پذیرش آن از سوی غرب قرار گیرد.

در کنار پتانسیل ایجاد شده برای تعامل غرب و ایران بر سرمسائل مورد اختلاف پس از برقراری مذاکرات مستقیم و رو در رو با آمریکا که عملا دلیلی گردید بر توانایی انعطاف پذیری سیاست خارجی ایران برای حل بحران ها،  اگربخواهیم شرایط منطقه ای بوجودآورنده چنین فرصتی را بر شمریم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. نگرانی برخی کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی از نزدیک شدن ایران به آمریکا و حل مسالمت آمیز مساله  هسته ای خود و اقدامات واکنشی آنها به این موضوع
  2. ایفای نقش متفاوت ایران با عربستان در مقابله با داعش و  توانایی ایران در تجهیز و حمایت از نیروهای کرد و شیعه جهت مقابله با این گروه تروریستی
  3. پیدایش شکاف و تفاوت دیدگاه میان اسرائیل و آمریکا بر سر مساله هسته ای ایران و عدم تاثیر گذاری لابی ها و تلاش های تبلیغاتی و دیپلماتیک اسرائیل برای تغییر جهت در رویکرد آمریکا نسبت به ایران بر سر مساله هسته ای

انعکاس نگرانی عربستان از مذاکرات هسته ای را می توان  به خوبی در رفتارهای اخیر سیاست خارجی این کشور از جمله اقدام برای نزدیک شدن به روسیه،  تلاش و یا به عبارت بهتر نمایش تصمیم این کشور  برای پیگیری  یک برنامه هسته ای و مهمتر ازآن حمله نظامی به حوثی های یمن به منظور نمایش نقش رهبری کشورهای منطقه، مشاهده کرد. موضوعی که البته سیاست محتاطانه ایران در برخورد با آن و پرهیز از ایجاد تنش و درگیری بیشتر در منطقه عملا این کشور را از دستیابی به اهداف موردنظر خود ناتوان ساخت. مساله جنگ عربستان با حوثی ها می تواند با درگیر ساختن عربستان در یک جنگ فرسایشی و بدون نتیجه گیری مثبت، ادعای محوری بودن این کشور در منطقه را خدشه دار کند و در نهایت جامعه جهانی را به پذیرش نقش موثر ایران برای حل بحران های منطقه ترغیب کند. از طرف دیگر تفاوت  نقش جمهوری اسلامی ایران با  عربستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه از جمله ترکیه بر سر مساله داعش  و تلاش موفقیت آمیز ایران در حمایت از نیروهای کرد و شیعه عراق  برای  مقابله با داعش را می توان مهمترین عامل ایجاد فرصت مذکور برای ایران به منظور گام برداشتن در  مسیر بازسازی چهره بین المللی و ایفای نقش منطقه ای خود به حساب آورد.

عامل سومی که در این فرصت سازی می تواند مورد بحث قرار گیرد موضوع پیدایش اختلاف میان آمریکا و اسرائیل بر سر مساله هسته ای ایران و مخالفت اسرائیل با هرگونه مذاکره است. شاید بتوان اسرائیل را مهمترین نفع برنده از مناقشه اتمی ایران با غرب در نظر گرفت؛ سیاست های اسرائیل نشان می دهد که طی این سالها بیشرین تلاش را بکار گرفته است تا بتواند از رهگذر ایجاد سیاست ایران هراسی در منطقه و جامعه بین المللی به اهداف مورد نظر خود در راستای پیشبرد سیاست هایش در قبال فلسطینیان، توجیه عدم پیوستن به NPT و  نهایتا جلب حمایت غرب از این سیاست ها  دست یابد.  به همین دلیل به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران بایستی حل مسالمت آمیز مناقشه هسته ای خود با غرب را به فرصتی برای خنثی کردن سیاست های اسرائیل در قبال ایران و از آن مهمتر حتی به فرصتی برای پذیرش نقطه نظرات خود در قبال مناقشه اسرائیل – فلسطین بدل سازد.

ب)  مسائل داخلی

1- اقتصاد:

در حوزه مسائل داخلی نیزموضوع توافق هسته ای از دوجنبه قابلیت بررسی دارد یکی مساله اقتصاد و دیگری مساله اوضاع سیاسی داخلی.    در بعد اقتصادی اعمال تحریم های چند جانبه و یکجانبه از سوی کشورهای غربی و سازمان ملل و در نتیجه تحت تاثیر قرار گرفتن اقتصاد ایران در حوزه هایی چون تولید، سرمایه گذاری خارجی و درآمدزایی ارزی را می توان از مهمترین تاثیرات داخلی مساله هسته ای  دانست که عملا روند توسعه کشور را تحت تاثیر منفی خود قرار داده است و به همین دلیل می توان گفت که موفقیت تیم دیپلماتیک ایران در اثبات مسالمت آمیز بودن برنامه هسته ای ایران و درنتیجه لغو و برچیده شدن تحریم ها از مهمترین انتظارات و توقعاتی است که طی این دو سال اخیر در اذهان عمومی شکل گرفته است؛ توقعی که البته می توان مردم را کاملا در آن محق دانست اما مساله حائز اهمیت این است که شواهد نشان می دهد بخش های زیادی از مردم به دلایل مختلف، آنچه که از توافق استنباط می کنند این است که می بایست بلافاصله پس از توافق و یا لااقل درکوتاه مدت شاهد اثرات مثبت اقتصادی رفع تحریم ها باشند موضوعی که به نظر می رسد پس از برقراری توافق، با تبلیغات گروه های مخالف مذاکرات هسته ای جنبه بارزتری هم به خود بگیرد، به عبارت روشن تر مخالفان داخلی توافق سعی خواهند کرد با توسل بر عدم ایجاد تغییرات مثبت اقتصادی درکوتاه مدت، خواسته رفع تحریم ها را به خواسته رفع مشکلات اقتصادی در کوتاه مدت و ایجاد نا امیدی در میان مردم تبدیل کنند.

بدین لحاظ به نظر می رسدکه دولت آقای روحانی پس از توافق با مشکلات و چالش های جدی در این رابطه روبرو شود و همین مساله ضرورت اتخاذ تدبیری هوشمندانه برای برون رفت از مشکلات پیش رو را به خوبی نمایان می سازد. از یک سو بدون شک نمی توان منکر نقش مخرب تحریم ها بر اقتصاد ایران طی سال های اخیر شد و از سوی دیگر آنچه نمی توان در آن هم تردید راه داد ساختاری بودن مشکلات اقتصادی ایران است به هرحال اقتصاد  ایران به دلایل ساختاری با مشکلاتی چون تورم بیکاری و از همه مهمتر  فساد دست به گریبان است. و علیرغم تاثیرات منفی تحریم ها بر اقتصاد ایران، نمی توان تمامی این مشکلات را هم به تحریم ها گره زد، بویژه اینکه نمی توان واقعا انتظار حل کوتاه مدت این مشکلات  را از فردای رفع تحریم ها انتظاری منطقی دانست. بنابراین به نظر می رسد که توافق هسته ای و مساله رفع تحریم ها گرچه موفقیت بزرگی برای مردم ایران و همچنین دولت یازدهم به حساب خواهد آمد اما همین موفقیت در صورت عدم مدیریت صحیح در بخش اقتصاد و افکار عمومی مرتبط با آن می تواند به چشم اسفندیار دولت تبدیل شود. به همین دلیل نگارنده بر این باور است که اتخاذ سیاست های مناسب در این زمینه می تواند نقش بسزایی در فاِئق آمدن دولت بر چالش های اقتصادی پس از توافق، داشته باشد که از جمله این سیاست ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اطلاع رسانی مناسب و ممانعت از سوگیری غیر منطقی انتظارات ایجاد شده در مردم و خنثی سازی تبلیغات تندروها
  2. بهره گیری صحیح از ورود منابع  مالی بلوکه شده بر اثر تحریم ها و هدایت آن به سمت بخش های مولد و ارزش افزای اقتصاد
  3. کنترل واردات بی رویه و حمایت از  تولید دخلی
  4. برنامه ریزی نظام مند جهت مبارزه با فساد و رانت در اقتصاد یدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی

2) سیاست داخلی :

در ارتباط با وضعیت سیاسی داخلی  انچه قابل ذکر است این است که روحانی از همان ابتدای شروع به کار و حتی پیش تر از آن در دوران تبلیغات انتخاباتی خود تمرکز اصلی خود را بر مساله سیاست خارجی و  به عبارت دقیق تر سیاست هسته ای قرار داد، بطوریکه اساسا انتخاب و برگزیده شدن ایشان را هم می توان کاملا به این قضیه مرتبط دانست. طی دو سالی که از آغاز به کار دولت یازدهم می گذرد بخش بسیار زیادی از توان دولت بویژه دستگاه دیپلماسی ایران به مساله مذاکرات هسته ای اختصاص یافته است این مساله به حدی پررنگ بوده است که هر وقت صحبت از ضعف دولت در رسیدگی به مسائل داخلی به میان آمده است دولت و حامیان آن با توسل به اهمیت مساله هسته ای مستقیم یا غیر مستقیم مطرح کردن اینگونه مسایل را در زمان مذاکرات چندان قابل دفاع نمی دانسته اند به همین دلیل در اذهان عمومی مردم و اکثریت فعالین سیاسی حل مسایل مربوط به سیاست داخلی و توجه دولت به مطالبات سیاسی به پس از توافق موکول شده است.

به همین دلیل انتظار می رود که دولت روحانی می بایست پس از توافق بتواند موضع خود را با این مساله روشن کند و درصورتیکه دولت نخواهد به این موضوع واکنش مثبت نشان دهد تغییر مسیر امیدوارانه بخش های زیادی از مردم که مطالبات سیاسی  خود را در قالب برگه های رای  در 24 خرداد 92 اعلام کردند به سمت سرخوردگی و انفعال  امری دور از انتظار نخواهد بود موضوعی که حتی می تواند زمینه ساز قدرت گرفتن نیروهای تندرو  و به خطر افتادن امید شکل گرفته در میان مردم نسبت به بهبود اوضاع داخلی گردد. بنابراین علیرغم توانایی توافق هسته ای در ایجاد فرصت در عرصه سیاست خارجی،  در سیاست داخلی و اقتصادی در صورت عدم مدیریت صحیح  می تواند به موضوعی چالش انگیز برای دولت روحانی تبدیل شود..





       مطلب قبلی : مهم ترین چالش پیش روی ایران پس از تحریم ها از نگاه دکتر ظریف