دانشمند چراغ خدا در زمين است، پس هرکس که خداوند خيرش را بخواهد، از آن پرتوي بر مي گيرد . [امام علي عليه السلام ـ در حکمتهاي منسوب به ايشان ـ]
پرسش مهر 8
 RSS  |  Atom  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسي بلاگ

  • بازديد امروز: 3
  • بازديد ديروز: 5
  • مجموع بازديدها: 2970
    » درباره من
    پرسش مهر 8
    آرميون[14]
    رئيس‌جمهور : اساس اولى پيشرفت، خودباورى، مجاهدت و تلاش علمى و تحقيقاتى است ‌«اميد است با مجاهدت، عزم، مشارکت و نظارت مستمر ملى و تلاش بى وقفه، عالمانه و شجاعانه مردم به خصوص جوانان عزيز و پشتيبانى همه جانبه دولت خدمتگزار و ساير قوا راه ترقى و تعالى به سرعت طى شود و قله هاى علم، معرفت و پيشرفت فتح گردد و ملت ما بر بام عزت جهانى بدرخشد. ملت ما شايستگى اين افتخار را دارد و به لطف خدا اين امرى دست يافتنى و شدنى است.»...


    » آرشيو مطالب
    پيشرفت و تعالي [11]
    موانع پيشرفت و تعالي [3]
    متفرقه [11]

    » لوگوي وبلاگ

    » لينک دوستان
    هلاک عشق
    اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
    پاسخ به سوالات متداول کاربران سايت پارسي بلاگ
    کتابهاي رايگان براي همه
    سرگرمي و تفريحي
    ستاره غريب
    گروه فرهنگي سردار خيبر
    ***پاييز طلائي***
    بي ستاره ترين شبهاي زندگي...
    زنگ رايانه
    قرآن
    تنگرا
    rOOzbahan
    بهار
    ب مثل باران
    همه چيزکامپيوتر موبايل وبازي ودانلودMP3و.... ابوذر
    شب و تنهايي عشق
    بيا تو حالشو ببر
    عروسک تنها و دلتنگ!!
    نشست ادبي
    ساغر هستي
    کامپيوتر
    عطر گل ياس
    مهمان ناخوانده
    ياس شکسته
    خلاقيت
    فرزند روح الله سرباز سيد علي
    يا ا با عبدالله حسين
    خورشيد بي غروب
    عاشق دلباخته

    » لوگوي لينک دوستان






































































    » وضعيت من در ياهو
    يــــاهـو
    » طراح قالب
    »» + آيا اعتياد به اينترنت از موانع پيشرفت و اتلاف وقت نيست؟

    آيا اعتياد به اينترنت از موانع پيشرفت و اتلاف وقت نيست؟


    اعتياد به اينترنت ايا ممکن هست ؟


    آيا امکان دارد کسي به استفاده از اينترنت معتاد شود؟ پاسخ مثبت است. عنوان "اعتياد به اينترنت" يک برداشت کلي و اصولاً به استفاده مستمر از اينترنت اطلاق ميشود و امکان دارد دامنه نتايج آن به کم خوابي، به خطر افتادن موقعيت شغلي و دگرگوني در روابط خانوادگي و اجتماعي منجر شود.
    مقاله‌اي که توسط کارول پوترا در مجله سايکالوژي تودي به چاپ رسيده با داستان يک دانشجوي دانشگاه به نام دان شروع ميشود که سال اول را با ميانگين نمرات 3 و نيم به پايان رسانيده بود. او در سال دوم مجبور شد در خوابگاه دانشگاه مشترکاً با دانشجوي ديگري زندگي کند که مدام مشغول بازي با کامپيوتر بود. نمرات او پس از مدتي به کمتر از يک و نيم رسيد و دوست دخترش او را ترک کرد. زندگي دان سوژه کتاب تازه کارول پوترا با نام
    Caught in the Net است. او تصميم دارد مسائل رواني معتادان به اينترنت را به مردم آموزش دهد. او ميگويد رهايي از مشکلات زندگي با پناه بردن به اينترنت حل نشده و به آن بايد به عنوان چاره موقتي برخورد کرد. هنگامي که يک معتاد به اينترنت در انتهاي شب سرانجام دست از کامپيوتر ميکشد و آن را خاموش ميکند مشکلات واقعي به سراغ او ميايند. در اين زمان رويارويي با آنها بسيار سخت تر و آثار افسردگي عميق تر به نظر ميرسند. با سياه شدن مانيتور تنهايي و گناه عدم توجه به اطرافيان بيشتر احساس ميشود. در اين هنگام شخص معتاد به اينترنت مانند معتادان به الکل براي رهايي از مشکلات مجدداً به سمت اينترنت کشيده شده و همه درها را به جز اتاقهاي گفتگو بسته مي‌بيند. از نشانه‌هاي ديگر اعتياد فراموش کردن قرارهاي ملاقات، عدم توجه به وضع ظاهري و بهداشت شخصي و بروز حالتهاي عصبي در گفتگوهاي دوستانه ميتواند باشد. روياها و خيالپردازي‌هاي شخص معتاد به نوعي با اينترنت رابطه دارند و مچ دست اغلب آنها درد ميکند، دروغ ميگويند، اعتياد خود را انکار ميکنند، غذا خوردن به موقع را فراموش کرده و معمولاً در مقابل کامپيوتر به خوردن ميپردازند.
    تقريبا 5 تا 10 درصد استفاده کنندگان از اينترنت دچار مشکل اعتياد هستند و جاي تعجب نيست که اين نسبت در ميان مصرف کنندگان مشروبات الکلي و قماربازان نيز ديده ميشود. 2 تا 3 درصد از ميان 10 درصد معتادان به اينترنت آن را به صورت غيرطبيعي و بيش از حد معمول استفاده ميکنند. آنها ساعتهاي طولاني از اوقات خود را به بازديد از سايتهاي گوناگون و گفتگوهاي بيهوده در چت روم مي گذرانند. نتايج مطالعات اخير دکتر ديويس پژوهشگر دانشگاه يورک روي گروهي از دانشجويان نشان ميدهد علت اعتياد به اينترنت در بسياري از آنها دستيابي به راهي براي سرکوب اضطرابها و تنش هاي زندگي بوده است. به گفته دکتر ديويس احتمال اعتياد به اينترنت در ميان افراد منزوي و گوشه گير و کساني که در ارتباطات اجتماعي و بين فردي خود مشکل دارند بيش از ديگران است. ديويس در انتهاي بررسيهاي خود نتيجه گيري ميکند اگرچه استفاده از اينترنت در دريافت اطلاعات جديد بسيار سودمند است اما از آن نبايد براي فرار از مشکلات زندگي استفاده کرد.
    اعتياد به اينترنت پديده بسيار جديدي است و هنوز بسياري با آن کاملاً آشنا نيستند. عده‌اي معتقدند نمي توان استفاده مستمر از اينترنت را با اعتياد به مواد مخدر، الکل و يا حتي سيگار مقايسه کرد. روانشناسان و پزشکان کلينيک‌هاي درماني کمتر از ده سال است که به مشکل اعتياد به اينترنت توجه نشان داده‌اند و بسياري از متخصصان هنوز در گروه بندي آن با ساير موارد اعتياد اختلاف نظر دارند. برداشت عمومي جامعه از اعتياد به اينترنت بر آن است که مردم با ميل خود به سراغ اينترنت ميروند در حاليکه اعتياد به موارد ديگر چندان ارادي و با تصميم قبلي نيست.
    نتايج تحقيقات دانشگاه پيتسبورگ بر روي 500 استفاده کننده اينترنت نشان داده است کساني که به اتاقهاي گفتگو و بازديد از سايتهاي مختلف، ايميل و خريد از شبکه وابسته هستند علايم باليني شبيه معتادان به الکل‌ و يا مواد مخدر از خود نشان داده‌اند و بسياري از آنها اگر چه از بيخوابي رنج ميبرند، اما توانايي دوري از کامپيوتر را ندارند. آنها هميشه خسته به نظر ميرسند و روابط آنها با اطرافيان و جامعه به حداقل رسيده و عصبي هستند. مهمترين ويژگي معتادان به اينترنت مانند ديگر موارد اعتياد عدم قبول واقعيت وابستگي روحي به اينترنت است. آنها همواره تلاش ميکنند تا اتلاف ساعتهاي متمادي از عمر خود در مقابل کامپيوتر را کاملاً عادي جلوه داده و آن را توجيه کنند. اينترنت در واقع مانند الکل و قمار راه گريز از دنياي واقعي است. بيشترين اوقات معتادان در اتاقهاي گفتگو و بازيهاي کامپيوتري ميگذرد. سايتهاي خبري، خريد و ايميل از ديگر مواردي هستند که بيشتر معتادان در آنها به وقت گذراني مشغول هستند.
    براي تشخيص معتادان اينترنت بايد رفتار آنها به دقت مورد ارزيابي قرار گيرد. معمولاً معتادان به اينترنت کنترل زمان را از دست داده و کاملاً ارتباط خود را با دنياي خارج قطع ميکنند. پسران جوان و زنان ميانسال بيشترين معتادان اينترنت را تشکيل ميدهند. بسياري از جوانان تا دير وقت از اينترنت استفاده ميکنند و اگر به تحصيل اشتغال داشته باشند اغلب تکاليف درسي آنها ناتمام باقي ميماند.
    به عقيده برخي از روانپزشکان آثار اعتياد به اينترنت در افرادي که در اثر رويارويي با مسائلي مانند طلاق، بيکاري، عدم توجه والدين و مشکلات مالي و حقوقي ضربه روحي خورده‌اند بيشتر به چشم ميخورد. از اعتياد به اينترنت با عنوان
    IAD نام برده ميشود و نسبت معتادان حدود 2 تا 5 ميليون در ازا هر 50 ميليون استفاده کننده معمولي است.
    مرگ يک جوان چيني در چند سال پيش پس از سه روز استفاده بي وقفه از کامپيوتر و يا ماجراي پدري که فرزند نوزاد خود را در وان حمام گذاشت و تصميم گرفت تا پر شدن وان به سراغ ايميل هايش برود از نمونه‌هاي روشن اعتياد به اينترنت است و چنين نمونه‌هايي روانشناسان و بسياري از مردم جهان را متوجه شيوع نابهنجاري و بيماري جديدي کرده است که بايد به دقت مورد بررسي قرار گيرد.
    پرفسور کيمبرلي يانگ استاديار پيشين دانشکده روانشناسي برادفورد از اولين کساني است که استفاده بيش از حد به اينترنت را در گروه اعتياد قرار داد. مطالعات او در سال 1994 با بررسي در رفتار بيش از 500 استفاده کننده از کامپيوتر انجام شد. او در مطالعات خود از شرکت کنندگان در بررسي ميخواست به 8 سئوال جواب دهند تا او بتواند نسبت وابستگي آنان به اينترنت را تشخيص دهد. يکي از سئوالات اين است: آيا پس از قطع ارتباط با اينترنت در خود نشانه‌هاي افسردگي، سرخوردگي و يا عصبانيت مي‌بينيد؟ که 3 جواب مثبت نشاندهنده اعتياد به اينترنت بود.
    يافته‌هاي دکتر کيمبرلي يانگ حاکي از عدم توانايي معتادان به اينترنت در مقابله با مشکلات روزمره است. او ميگويد افراد خجالتي بيشتر در معرض اعتياد قرار دارند و مسائل فردي مانند کمرويي سبب ميشود تا اينگونه افراد جهت فرار از حقايق در دنياي خيالي اتاقهاي گفتگو هيچگاه نگران قيافه و وضع ظاهر و محيط خانوادگي نبوده و بتوانند با مردم سراسر دنيا بدون آشکار کردن موقعيت خود ارتباط برقرار نمايند. زنان خانه دار و معمولاً دانشجويان جديد دانشگاهها در شهرهاي به دور از خانواده و غريب از اولين قربانيان اعتياد به اينترنت هستند.
    درمان و کمک به معتادان اينترنت در حال حاضر در مراحل ابتدايي قرار دارد و تحقيقات کامل روشهاي معالجه روان درماني چنداني در دست نيست. تعدادي کتابچه و جزوه خود درماني توسط انستيتوهاي بهداشتي به چاپ رسيده که نميتوانند به رفع اعتياد کمک کنند. جاي تعجب نيست اگر گفته شود تعداد بيشماري از گروههاي پشتيبان کمک به معتادين خدمات خود را در اينترنت قرار داده‌اند.
    همانند روشهاي موجودي که در ترک اعتياد سيگار، مواد مخدر، مشروبات الکلي و قمار به کار ميرود متخصصان به قطع ناگهاني از اينترنت اعتقاد ندارند اگر چه تجويز اينگونه درمان در برخي قابل اجرا است ولي اکثر معتادان به دلايل گوناگون مانند انجام و اتمام پروژه‌هاي درسي دانش‌آموزان و دانشجويان و کارمندان قادر به ترک ناگهاني اينترنت نيستند.
    قدم اول براي کساني که تصميم دارند بدون کمک روانپزشکان و روان درمانگران خود راساً به کم کردن ساعات استفاده از اينترنت اقدام کنند شناخت عمق وابستگي به اينترنت است. در اين مرحله انکار اعتياد نقش عمده‌اي در ترک آن بازي خواهد کرد. پس از آن بايد به قول و قرارهاي شخصي پرداخت و مدت و زمان استفاده روزانه از اينترنت را محدود و آن را جداً دنبال کرد. قدم بعدي يافتن جايگزين مناسب جهت اينترنت است. بازگشت به گذشته و مقايسه آن با حال نشان خواهد داد که کدام فعاليت خانوادگي و اجتماعي و شخصي مانند گذراندن وقت با همسر و فرزندان، دوستان، ورزش، مطالعه و خواب جاي خود را با اينترنت تعويض کرده‌اند.
    مقابله با مشکلاتي مانند خاطرات بد گذشته، جدايي، مسائل مالي،‌ تنهايي، بيکاري و استرسهاي ناشي از کار با روي آوردن به اينترنت و چت روم از بين نخواهند رفت. شناخت نقاط ضعف و قدرت هر شخص جهت ترک اعتياد کاملاً به آمادگي روحي وابسته است و مراجعه به پزشک و در ميان نهادن مشکلات شخصي و خانوادگي با وي کاملاً ضروري به نظر ميرسد و نبايد از آن غفلت کرد.
    متاسفانه کتابهاي مرجع فراواني در مورد اعتياد به اينترنت به چاپ نرسيده است. کتابهاي زير از معدودي است که اعتياد را مورد بررسي قرار داده‌اند.



     



    نوشته هاي ديگران ()
    نويسنده متن فوق: » آرميون ( شنبه 11/12/1386 :: ساعت 4:55 عصر )
    »» + خلاصه اي از موانع رشد يک فرد در جامعه

    خلاصه اي از موانع رشد يک فرد در جامعه 

    انسان در يک خانواده متولد ميشود. مغز يک طفل توسط متولدين قبل از او شکل گرفته و برنامه ريزي ميشود. يک کودک قبل از اينکه مراحل کسب آموزش در دبستان را شروع کند از روش ورفتار ديگر افراد خانواده سرمشق ميگيرد. رفتار بعضي از افراد برايش الگو ميشود که هيچگاه آن را فراموش نخواهد کرد.
    در جوامعي که قدرت در دست يک فرد از افراد خانواده است از کودک انتظار حرف شنوي ميرود. کوچکتر بايد مطيع و فرمان بر آنهايي باشد که قبل از او در آن خانواده متولد شده اند. آن ها براي بچه استقلال قائل نمي شوند. بزرگترها خود را مسئول حفاظت کوچکترها ميدانند. از کوچکترها انتظار نميرود که خودشان کسب تجربه کنند. فرزندان موظفند تا به والدين خود تا زمان مرگ احترام بگذارند و از آن ها حرف شنوي داشته باشند، حتي اگر کلام والدين را منطقي ندانند. کوچکتر حق تبادل نظر با بزرگتر را ندارد. در چنين جوامعي کودک رشد فکري و اجتماعي کمتري دارد.

    در جوامعي که در خانواده قدرت در دست يک فرد نيست امکان رشد فکري و استقلال در کودکان و نو جوانان بيشتر است. استقلال فردي از همان دوران کودکي به آنها آموزش داده ميشود. به اطفال اجازه تبادل نظر داده ميشود. کودکان و نو جوانان در بحث هاي خانوادگي شرکت ميکنند و به نظراتشان اهميت داده مي شود. در چنين جامعه اي رشد شخصيت در کودک شکل خواهد گرفت.
    با رفتن به دبستان کودک اولين قدم را به درون جامعه بزرگتر از خانواده ميگذارد. او ديگر کمتر با والدين، بزرگترها و فرهنگ خانواده کار دارد. محيط جديد آمادگي و ظرفيت ذهني جديدي براي فراگيري او فراهم مي کند. طفل مجبور ميشود به ميزاني فراگيري هاي خانوادگي خودش را با آموخته هاي دوران جديد جابجا کند. اما خيلي از آداب و رسوم خانوادگي هرگز از ذهنش خارج نخواهد شد و آنها را- خوش ويا ناخوش
    در تمام طول زندگي با خود حمل خواهد کرد.
    روش آموزش در جوامع مختلف و اثرات آن بر ذهن وفکر کودکان و جوانان متفاوت است و تاثير بسزايي در شکل دادن به يک آينده ايدال دارد.
    در بعضي از جوامع حاکميت مطلق در شيوه آموزش در دست معلم و مسئولين مدرسه است. در کلاس درس اين معلم است که گوينده است. دانش آموز بايد شنونده و مجري تکاليف داده شده باشد. شاگرد مدرسه حق سوال ندارد و در قبال هر نوع کوتاهي در انجام تکاليف تنبيه خواهد شد. تنبيهات ميتواند جسمي و يا روحي همراه با تحقير باشد. گاها والدين نيز براي تبادل نظر به دبستان دعوت ميشوند. در اين صورت والدين بيشتر در طرف مربيان مدرسه قرارميگيرند. کودک بايد تنبه شود زيرا که کودک است. او بايد ياد بگيرد که هميشه مطيع باشد. کودک ونوجوان بايد فراموش نکنند که هميشه حق با مسئولين مدرسه است.
    در چنين جامعه اي استعداد اطفال و نوجوانان سرکوب و آينده روشني برايشان متصور نيست.
    در سيستم آموزشي جوامع مدرن و پيش رفته نوجوان حق سوال از معلم را دارد و صاحب نظر است. اگر اشتباه کند تنيه نخواهد شد بلکه به شيوه بهتري آموزش خواهد ديد. والدينش براي پيگيري و پيشرفت آموزش به مدرسه دعوت خواهند شد. والدين در حل اختلافات يک رابطه فعال با مربيان مدرسه بر قرار مي کنند. آن ها جانب کسي را ميگيرند که منطقي حرفش را بيان ميکند. آگر لازم باشد از فرزندشان در مقابل مربيان دفاع خواهند کرد.
    در چنين جوامعي رشد فکري و جسمي نوجوانان به مراتب بالاتر است.
    بعد از دوران تحصيل فرد مستقل از خانواده و مدرسه خواهد شد. او بطور کلي در جامعه غرق ميشود. شاغل ميشود و در موسسه اي مشغول کار حواهد شد. او اکنون مقدار زيادي از فرهنگ و آموخته هاي دوران زندگي در خانواده و آموزش هاي مدرسه را در ذهن خود ضبط کرده و در صورت لزوم آن ها را بکار مي گيرد .
    در بعضي از جوامع حاکميت در دست يک حاکم خود راي و مقتدر است. او خودش براي مردم قانون وضع ميکند. در سيستم حکومتي او نمايندگاني از طرف مردم وجود ندارند. اگر هم داشته باشند انتصابي ميباشند. اگر هم قانوني توسط نمايندگان وضع شده است براحتي آن را ملغي ميکند. اگر انتخاباتي در چنين جوامعي برگزار شود يک انتخابات نمايشي خواهد بود. حاکم از قبل مشخص ميکند که چه کسي در انتخابات پيروز شود. در چنين جوامع است که انقلاب معني پيدا ميکند. چرا که حاکم به هيچ ترتيب حاضر نيست تا جاي خودش را با شخص لايق تري عوض کند. در چنين اجتمايي رشد افراد سرکوب و جامعه نيز دچار عقب ماندگي ميشود.
    در جوامعي که حاکم با راي مردم انتخاب ميشود انقلاب معني ندارد. انتخابات بدون دخالت حاکم و با راي مستقيم مردم انجام خواهد شد. لذا حاکم مجبور است که به سود جامعه و در مسير پيشرفت آن حرکت کند. در غير اين صورت از کار برکنار خواهد شد.
    ذهن يک فرد در تحت هر حاکميتي که باشد هميشه پر از خاطرات از زمان زندگي در خانواده، در مدرسه، محل کار و جامعه اي که در آن زندگي کرده است ميباشد. ممکن است با جابجا شدن آن فرد از درون يک جامعه به درون يک جامعه ديگر تغييراتي در محتواي ذهني او پيش بياورد اما فرهنگ و رسم و رسوم آموخته در خانواده و جامعه خود را فراموش نخواهد کرد. او به خيلي از فرهنگ و سنت هايي که آموخته است و در ذهن خود دارد احترام ميگذارد.
    تنها جوامعي که قادرند مغز يک انسان را کاملا شست وشو و تغير بدهند و از او موجود ديگري بسازند فرقه ها
    سکت ها هستند.
    جامعه فرقه اي از مخربترين و وحشتناکترين جوامع بشري است. در چنين جامعه اي انسان هيچ توانايي و امکان رشد فکري و اجتمايي ندارد.
    در فرقه انسان را بي هويت ميکنند و به اوهويت فرقه اي ميدهند. مغز را از معرفت و آگاهي تهي ميکنند. آزادي را از انسان ميگيرند.
    اعضاي يک فرقه در داخل يک چهارچوب بسته فکري و با ذهنيت هاي دور از واقعيت زندگي ميکنند. از تحولات و تغييرات در جوامع ديگر بي خبرند. از عشق و عاطفه بدور هستند و بذر کينه و نفاق در درونشان افشانده اند. زبان و فرهنگ فرقه اي دارند. براحتي انسانهاي ديگر را ترور ميکنند. فرقه ها در اين زمان زندگي نميکنند. افکارشان واپسگرايانه و متعلق به اين دوران نيست.
    يک عضو فرقه حق تشکيل خانواده ندارد. ارتباط با نزديکان و فاميل برايش ممنوع است. صحبت و همفکري با ديگر اعضاي فرقه برايش تابو است.
    عضو فرقه از همان هوايي استنشاق ميکند که ما ميکنيم. اما هوايي که او بدرون ميدهد باعث تصفيه خون نميشود. شايد او هم گلي را ببويد که ما مي بوييم اما او بوي آنرا استشمام نميکند. ممکن است صدايي را بشنود که ما ميشنويم اما معاني ديگري در ذهن او ايجاد مي کند. ممکن است از عشق و عاطفه با او صحبت شود اما عشق برايش مفهومي جدا از عشق در جامعه عادي دارد. عضو فرقه احساس ندارد: ديدن، بوييدن، شنيدن، لمس کردن برايش ممنوع است. مغز او را از وجود تمامي اين خواص انساني تخليه و آنرا پر از کينه و نفرت کرده اند.
    در روابط فرقه اي تمامي محتويات ذهن يک فرد را که از روابط خانوادگي، دوران تحصيل، کار و جامعه اي که در آن زندگي کرده باقي مانده کاملا ثخليه مينمايند. اين رهبر فرقه است که کنترل مغز و جسم يک عضو را در دست خود دارد.

     



    نوشته هاي ديگران ()
    نويسنده متن فوق: » آرميون ( شنبه 11/12/1386 :: ساعت 4:44 عصر )
    »» + موانع پيشرفت از نظر رييس جمهور

    موانع پیشرفت از نظر رییس جمهور 

    تفرقه

    سستي

    آسيب پذيري فرهنگي

    عدم شناخت دشمنان و توطئه‌هاي آنها

    عدم دفاع جانانه در مقابل هجوم دشمنان

    از دست دادن خودباوري ، شجاعت ، ابتکار و خلاقيت

    از دست دادن فرصت‌ها

    بیکاری یکی از بزرگترین موانع پیشرفت ایران 

    مشکل بيکاري مهمترين مشکل کشور و از عوامل عدم پيشرفت در جامعه ما؟

     

    چگونه بايد ايجاد اشتغال کرد، چگونه مي توان مشکل بيکاري جوانان که امروز به مهمترين مشکل کشور تبديل شده است، را حل کرد؟ آيا دولت بايد بيکاران را جذب کند و براي آنها ايجاد اشتغال کند؟ آيا به غير از دولت و بخش دولتي از راه هاي ديگري نمي توان براي جوانان کار ايجاد کرد؟به اعتقاد کارشناسان و متخصصان، در شرايط فعلي کشور، بهترين روش ايجاد اشتغال و حل مسئله بيکاري، توسعه و گسترش فرهنگ کارآفريني در جامعه است. زيرا يکي از علل اصلي رشد نرخ بيکاري در کشور ما، توسعه نيافتگي فرهنگ کار و کارآفريني در جامعه است و اينکه مردم و حتي تحصيل کرده ها و فرزندان خانواده هاي متمول هم دنبال اين هستند که ازطريق بخش دولتي کسب و کاري براي خود ايجاد کنند

     



    نوشته هاي ديگران ()
    نويسنده متن فوق: » آرميون ( شنبه 11/12/1386 :: ساعت 4:41 عصر )


    »» ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [2/2/1387- 10:51 ع] فرزانگي
    [11/12/1386- 4:54 ع] توسعه همه جانبه
    [11/12/1386- 4:53 ع] پيشرفت و تعالي از نگاه اميرالمونين (ع)
    [11/12/1386- 4:52 ع] عدالت و پيشرفت
    [آرشيو شده ها]