پرسش مهر 16
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
پرسش مهر 16
منوی اصلی
مطالب پیشین
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان

ویرایش
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز : 11
  • بازدید دیروز : 42
  • کل بازدید : 171925
  • تعداد کل یاد داشت ها : 52
  • آخرین بازدید : 95/9/19    ساعت : 9:9 ص

الف ) سیاست خارجی :

پس از سپری شدن یک دهه از مناقشه هسته ای ایران و غرب این مناقشه اکنون با برقرای یک توافق در استانه ایجاد چارچوبی اجرایی برای حل و فصل خود قرار دارد. بدون تردید تصمیم اوباما مبنی بر انتخاب راه حل سیاسی برای این موضوع به جای راه حل نظامی و همچنین تصمیم جمهوری اسلامی ایران به برقراری مذاکرات، روی کار آمدن دولت روحانی و بدنبال آن انتقال پرونده هسته ای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امورخارجه در رسیدن طرفین به مرحله  کنونی نقش غیر قابل انکاری داشته است. این مناقشه که بطور حتم می توان از آن به عنوان مهمترین مناقشه میان غرب و ایران نام برد پیامدهایی را بر سیاست خارجی و داخلی ایران تحمیل نمود که در حوزه سیاست خارجی تیره شدن روابط سیاسی با غرب،  تلاش غرب برای انزوا و ممانعت از ایفای نقش منطقه ای ایران بویژه تحت تاثیر لابی اسرائیلی را بایستی از اصلی ترین پیامدهای این مناقشه در نظر گرفت. هرچند که به نظر می رسد تصمیم ایران برای مذاکره مستقیم با آمریکا پس از روی کار آمدن دولت روحانی از همان آعاز به کار مذاکرات توانسته باشد بخشی از احساس غربی ها مبنی بر عدم اعتماد سازی جمهوری اسلامی ایران را جبران کند ولی به هرحال آنچه که منطقی می کند این است که حذف پیامدهای منفی گفته شده در عرصه سیاست خارجی و ایجاد تغییر پایدار در دیدگاه غرب نسبت به جمهوری اسلامی ایران نیازمند گذر زمان و مهمتر از آن بهره گیری صحیح سیاستمداران ایران از فرصت بوجود آمده از طریق گسترش دامنه روند مذاکرات به سایر مسایل مهم منطقه از جمله داعش و بحران های منطقه ای همچون سوریه و یمن است.

 به نظر می رسد همزمانی موضوع مذاکرات ایران و غرب با تحولات منطقه ای از جمله ظهور داعش و سایر بحران های منطقه ای، توانایی فراهم کردن چنین فرصتی را برای سیاست خارجی ایران داشته باشد. به عبارت بسیار واضح تر برقراری این مذاکرات و حصول نتیجه از آن در قالب دستیابی به یک توافق جامع در کنارشکل گیری منافع مشترک میان ایران و جامعه جهانی بر سر مقابله با داعش می تواند به عنوان بستری تسهیل کننده در اختیار سیاست خارجی ایران جهت نیل به ایفای نقش منطقه ای خود و پذیرش آن از سوی غرب قرار گیرد.

در کنار پتانسیل ایجاد شده برای تعامل غرب و ایران بر سرمسائل مورد اختلاف پس از برقراری مذاکرات مستقیم و رو در رو با آمریکا که عملا دلیلی گردید بر توانایی انعطاف پذیری سیاست خارجی ایران برای حل بحران ها،  اگربخواهیم شرایط منطقه ای بوجودآورنده چنین فرصتی را بر شمریم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. نگرانی برخی کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی از نزدیک شدن ایران به آمریکا و حل مسالمت آمیز مساله  هسته ای خود و اقدامات واکنشی آنها به این موضوع
  2. ایفای نقش متفاوت ایران با عربستان در مقابله با داعش و  توانایی ایران در تجهیز و حمایت از نیروهای کرد و شیعه جهت مقابله با این گروه تروریستی
  3. پیدایش شکاف و تفاوت دیدگاه میان اسرائیل و آمریکا بر سر مساله هسته ای ایران و عدم تاثیر گذاری لابی ها و تلاش های تبلیغاتی و دیپلماتیک اسرائیل برای تغییر جهت در رویکرد آمریکا نسبت به ایران بر سر مساله هسته ای

انعکاس نگرانی عربستان از مذاکرات هسته ای را می توان  به خوبی در رفتارهای اخیر سیاست خارجی این کشور از جمله اقدام برای نزدیک شدن به روسیه،  تلاش و یا به عبارت بهتر نمایش تصمیم این کشور  برای پیگیری  یک برنامه هسته ای و مهمتر ازآن حمله نظامی به حوثی های یمن به منظور نمایش نقش رهبری کشورهای منطقه، مشاهده کرد. موضوعی که البته سیاست محتاطانه ایران در برخورد با آن و پرهیز از ایجاد تنش و درگیری بیشتر در منطقه عملا این کشور را از دستیابی به اهداف موردنظر خود ناتوان ساخت. مساله جنگ عربستان با حوثی ها می تواند با درگیر ساختن عربستان در یک جنگ فرسایشی و بدون نتیجه گیری مثبت، ادعای محوری بودن این کشور در منطقه را خدشه دار کند و در نهایت جامعه جهانی را به پذیرش نقش موثر ایران برای حل بحران های منطقه ترغیب کند. از طرف دیگر تفاوت  نقش جمهوری اسلامی ایران با  عربستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه از جمله ترکیه بر سر مساله داعش  و تلاش موفقیت آمیز ایران در حمایت از نیروهای کرد و شیعه عراق  برای  مقابله با داعش را می توان مهمترین عامل ایجاد فرصت مذکور برای ایران به منظور گام برداشتن در  مسیر بازسازی چهره بین المللی و ایفای نقش منطقه ای خود به حساب آورد.

عامل سومی که در این فرصت سازی می تواند مورد بحث قرار گیرد موضوع پیدایش اختلاف میان آمریکا و اسرائیل بر سر مساله هسته ای ایران و مخالفت اسرائیل با هرگونه مذاکره است. شاید بتوان اسرائیل را مهمترین نفع برنده از مناقشه اتمی ایران با غرب در نظر گرفت؛ سیاست های اسرائیل نشان می دهد که طی این سالها بیشرین تلاش را بکار گرفته است تا بتواند از رهگذر ایجاد سیاست ایران هراسی در منطقه و جامعه بین المللی به اهداف مورد نظر خود در راستای پیشبرد سیاست هایش در قبال فلسطینیان، توجیه عدم پیوستن به NPT و  نهایتا جلب حمایت غرب از این سیاست ها  دست یابد.  به همین دلیل به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران بایستی حل مسالمت آمیز مناقشه هسته ای خود با غرب را به فرصتی برای خنثی کردن سیاست های اسرائیل در قبال ایران و از آن مهمتر حتی به فرصتی برای پذیرش نقطه نظرات خود در قبال مناقشه اسرائیل – فلسطین بدل سازد.

ب)  مسائل داخلی

1- اقتصاد:

در حوزه مسائل داخلی نیزموضوع توافق هسته ای از دوجنبه قابلیت بررسی دارد یکی مساله اقتصاد و دیگری مساله اوضاع سیاسی داخلی.    در بعد اقتصادی اعمال تحریم های چند جانبه و یکجانبه از سوی کشورهای غربی و سازمان ملل و در نتیجه تحت تاثیر قرار گرفتن اقتصاد ایران در حوزه هایی چون تولید، سرمایه گذاری خارجی و درآمدزایی ارزی را می توان از مهمترین تاثیرات داخلی مساله هسته ای  دانست که عملا روند توسعه کشور را تحت تاثیر منفی خود قرار داده است و به همین دلیل می توان گفت که موفقیت تیم دیپلماتیک ایران در اثبات مسالمت آمیز بودن برنامه هسته ای ایران و درنتیجه لغو و برچیده شدن تحریم ها از مهمترین انتظارات و توقعاتی است که طی این دو سال اخیر در اذهان عمومی شکل گرفته است؛ توقعی که البته می توان مردم را کاملا در آن محق دانست اما مساله حائز اهمیت این است که شواهد نشان می دهد بخش های زیادی از مردم به دلایل مختلف، آنچه که از توافق استنباط می کنند این است که می بایست بلافاصله پس از توافق و یا لااقل درکوتاه مدت شاهد اثرات مثبت اقتصادی رفع تحریم ها باشند موضوعی که به نظر می رسد پس از برقراری توافق، با تبلیغات گروه های مخالف مذاکرات هسته ای جنبه بارزتری هم به خود بگیرد، به عبارت روشن تر مخالفان داخلی توافق سعی خواهند کرد با توسل بر عدم ایجاد تغییرات مثبت اقتصادی درکوتاه مدت، خواسته رفع تحریم ها را به خواسته رفع مشکلات اقتصادی در کوتاه مدت و ایجاد نا امیدی در میان مردم تبدیل کنند.

بدین لحاظ به نظر می رسدکه دولت آقای روحانی پس از توافق با مشکلات و چالش های جدی در این رابطه روبرو شود و همین مساله ضرورت اتخاذ تدبیری هوشمندانه برای برون رفت از مشکلات پیش رو را به خوبی نمایان می سازد. از یک سو بدون شک نمی توان منکر نقش مخرب تحریم ها بر اقتصاد ایران طی سال های اخیر شد و از سوی دیگر آنچه نمی توان در آن هم تردید راه داد ساختاری بودن مشکلات اقتصادی ایران است به هرحال اقتصاد  ایران به دلایل ساختاری با مشکلاتی چون تورم بیکاری و از همه مهمتر  فساد دست به گریبان است. و علیرغم تاثیرات منفی تحریم ها بر اقتصاد ایران، نمی توان تمامی این مشکلات را هم به تحریم ها گره زد، بویژه اینکه نمی توان واقعا انتظار حل کوتاه مدت این مشکلات  را از فردای رفع تحریم ها انتظاری منطقی دانست. بنابراین به نظر می رسد که توافق هسته ای و مساله رفع تحریم ها گرچه موفقیت بزرگی برای مردم ایران و همچنین دولت یازدهم به حساب خواهد آمد اما همین موفقیت در صورت عدم مدیریت صحیح در بخش اقتصاد و افکار عمومی مرتبط با آن می تواند به چشم اسفندیار دولت تبدیل شود. به همین دلیل نگارنده بر این باور است که اتخاذ سیاست های مناسب در این زمینه می تواند نقش بسزایی در فاِئق آمدن دولت بر چالش های اقتصادی پس از توافق، داشته باشد که از جمله این سیاست ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اطلاع رسانی مناسب و ممانعت از سوگیری غیر منطقی انتظارات ایجاد شده در مردم و خنثی سازی تبلیغات تندروها
  2. بهره گیری صحیح از ورود منابع  مالی بلوکه شده بر اثر تحریم ها و هدایت آن به سمت بخش های مولد و ارزش افزای اقتصاد
  3. کنترل واردات بی رویه و حمایت از  تولید دخلی
  4. برنامه ریزی نظام مند جهت مبارزه با فساد و رانت در اقتصاد یدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی

2) سیاست داخلی :

در ارتباط با وضعیت سیاسی داخلی  انچه قابل ذکر است این است که روحانی از همان ابتدای شروع به کار و حتی پیش تر از آن در دوران تبلیغات انتخاباتی خود تمرکز اصلی خود را بر مساله سیاست خارجی و  به عبارت دقیق تر سیاست هسته ای قرار داد، بطوریکه اساسا انتخاب و برگزیده شدن ایشان را هم می توان کاملا به این قضیه مرتبط دانست. طی دو سالی که از آغاز به کار دولت یازدهم می گذرد بخش بسیار زیادی از توان دولت بویژه دستگاه دیپلماسی ایران به مساله مذاکرات هسته ای اختصاص یافته است این مساله به حدی پررنگ بوده است که هر وقت صحبت از ضعف دولت در رسیدگی به مسائل داخلی به میان آمده است دولت و حامیان آن با توسل به اهمیت مساله هسته ای مستقیم یا غیر مستقیم مطرح کردن اینگونه مسایل را در زمان مذاکرات چندان قابل دفاع نمی دانسته اند به همین دلیل در اذهان عمومی مردم و اکثریت فعالین سیاسی حل مسایل مربوط به سیاست داخلی و توجه دولت به مطالبات سیاسی به پس از توافق موکول شده است.

به همین دلیل انتظار می رود که دولت روحانی می بایست پس از توافق بتواند موضع خود را با این مساله روشن کند و درصورتیکه دولت نخواهد به این موضوع واکنش مثبت نشان دهد تغییر مسیر امیدوارانه بخش های زیادی از مردم که مطالبات سیاسی  خود را در قالب برگه های رای  در 24 خرداد 92 اعلام کردند به سمت سرخوردگی و انفعال  امری دور از انتظار نخواهد بود موضوعی که حتی می تواند زمینه ساز قدرت گرفتن نیروهای تندرو  و به خطر افتادن امید شکل گرفته در میان مردم نسبت به بهبود اوضاع داخلی گردد. بنابراین علیرغم توانایی توافق هسته ای در ایجاد فرصت در عرصه سیاست خارجی،  در سیاست داخلی و اقتصادی در صورت عدم مدیریت صحیح  می تواند به موضوعی چالش انگیز برای دولت روحانی تبدیل شود..





      
به گزارش خبرآنلاین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران گفت: چالش مهم پیش روی ایران پس از تحریم ها، استفاده از فرصت به دست آمده است، این موضوع یک مسوولیت تاریخی است و همه در برابر آن مسوولیم، چرا که فرصت به زودی می گذرد.
محمد جواد ظریف در آیین کلنگ زنی بزرگترین شهرک نمایشگاهی بین المللی کشور در اصفهان، اظهارکرد: رجایی و باهنر آیین خدمت گذاری را همیشه جاوید کردند و سرمشق برای تمام دولت مردان ایرانی هستند و ما با روح شهدا و امام(ره) پیمان بسته ایم که برای پیشرفت کشور ثابت قدم باشیم.

وی با بیان اینکه قدم نهادن به اصفهان همچون قدم نهادن در یک نمایشگاه بزرگ است، افزود: گلستان شهدای اصفهان نمایشگاه ایثار و مقاومت را در برابرت قرار می دهد و این گلزار شهدا نمادی از فرهنگ مقاومت و ایثار را در برابر انسان نمایان می کند.

وزیر امور خارجه با اشاره به اینکه ایثار و شهادت بزرگترین مبانی ایران در جهان کنونی هستند، ادامه داد: این دو مبنا باعث شد تیم مذاکره کننده سربلند از این امتحان پیچیده، خارج شود چرا که ایرانی آموخته است در زمانی که بخواهند چیزی را به ما تحمیل کنند، ایستادگی کنیم و همه این بزرگی و ایستادگی را مرهون خون شهدا و ایثارگران هستیم و بی شک گلزارهای شهدا یک نمایشگاه بزرگ از قدرت ایران با یک جلوه ای خاص است.

ظریف، تصریح کرد: اصفهان نمایشگاه هنر و هنرمندی است. جای جای این شهر هنر ایرانی اسلامی و صنایع دستی ایرانی را می توان پیدا کرد که در جهان بی نظیر و نمونه هستند، اصفهان به علاوه نمایشگاه صنعت و توانمدی های صنعتی کشور هم است، استانی صنعتی با پیشرفته ترین تجهیزات و تولیدات صنعتی که در منطقه بی نظیر است.

وی تاکید کرد: اصفهان نمایشگاه هسته ای، نمایشگاه همزیستی و همرازی ادیان است، از جویباره تا جلفا و از هر قوم و دینی می توان در آن پیدا کرد، پس اصفهان را می توان نمایشگاه بزرگ ایران اسلامی نامید که درهای آن به روی تمام دنیا باز است و گردشگران هر ساله نسبت به قبل بیش تر وارد اصفهان می شوند تا عظمت ایران اسلامی را ببینند.

وزیرامور خارجه، اظهارکرد: شهرک نمایشگاهی اصفهان یک ظرفیت بسیار بزرگ برای کشور است که در آن می توانیم آثار فرهنگی کشور و اصفهان را بهتر عرضه کنیم.

ظریف در ادامه سخنان خود به توافق هسته ای اشاره کرد و گفت: توانستیم فرصتی را برای کشور و مردم ایجاد کنیم که سازندگی ها آغاز شود و آنچه که در مذاکرات با تدابیر رهبری و شجاعت رییس جمهوری و فعالیت برادران دیپلمات به دست آمد فرصتی نو بود که باید از آن استفاده کنیم، چرا که زمان زیادی برای مذاکره ایم و مردم هم ایستادگی کردند.

وی اضافه کرد: بیش از 10 سال است که مردم ایران تحمل کردند، بیش از 10 سال است مردم سعی کرده اند صنعت هسته ای و اقتدار ملی خدشه دار نشود، بیش از 10 سال است دنیا تلاش کرد تا با تحریم های شدید میان دولت و ملت ایران را به هم بزند چرا که ماهیت تحریم ها فاصله انداختن میان دولت ها و ملت ها برای براندازی است.

وزیر امور خارجه، ادامه داد: ملت ایران از جمهوری اسلامی ایران فاصله نمی گیرد، آنها در انتخابات سال 1392 به خوبی این موضوع را نمایش دادند، پس به پشتوانه همین مردم که بزرگترین پشتوانه محسوب می شوند 22 ماه مذاکره کردیم و امروز به جایی رسیده ایم که آنچه سال ها ما می گفتیم باید داشته باشیم، غربی ها قبول کردند که باید آنچه ما داریم، حفظ شود.

ظریف تاکید کرد: برجام نشان داد که خواست مردم ایران بر کرسی نشست و آنچه در برجام حاصل شد یک فرصت استثنایی ایجاد می کند. این فرصت هم در اختیار دولت، هم در اختیار استان ها و هم در اختیار بخش خصوصی است و من تقاضایم این است که از این فرصت استفاده کنید و اقتدار و توسعه و آبادانی کشور را بخواهید، چرا که تحریم ها وزنه هایی بودند که به دست و پای مردم، صنایع و بخش خصوصی قفل شده بود که امروز باز شدند.

وی گفت: تحریم های اقتصادی، پولی و بانکی در آینده ای نزدیک برداشته خواهد شد و آن که باید از این فرصت استفاده کند تک تک ما ایرانی ها هستیم چرا که برداشته شدن تحریم ها فقط موانع را رفع می کند و این ما هستیم که باید یک پارچه در سال همدلی و همزبانی صرف نظر از گرایشات سیاسی از فرصت بهره ببریم.

وزیر امور خارجه، تصریح کرد: توقع نداشته باشید برداشته شدن تحریم و رفع این مانع خود به خود وضعیت اقتصادی را حل می کند. خودمان باید به میدان بیاییم، درست است که یک مانع بزرگ اقتصادی و سیاسی برداشته شده است و سال ها تلاش بد خواهان کشور برای در زندان ایران هراسی قرار دادن ما از بین رفت، ولی اینکه بنشینیم و نگاه کنیم هم کار درستی نیست.

ظریف اظهار کرد: همه ملت و دولتمردان و بخش خصوصی موظف هستند حضوری فعال و سازنده داشته باشند و در صحنه سازندگی و اقتصاد کشور به میدان بیایند و بر اساس اقتصاد مقاومتی موظفیم این فرصت را غنیمت شمرده و از آن استفاده کنیم.

وی تاکید کرد: چالش مهم پیش روی ایران، پس از تحریم ها، استفاده از فرصت به دست آمده است که این موضوع یک مسئولیت تاریخی است و همه در برابر آن مسئولیم چرا که فرصت به زودی می گذرد.




      

پایگاه خبری - تحلیلی عصر ایلام روز سه شنبه 10 آذر در یادداشتی به قلم زهرا صالحی دانشجویی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی تحت عنوان فرصت های پیش روی ایران بعد از توافق هسته ای و لغو تحریم ها به موضوع توافق هسته ایی 23 تیر ماه امسال کشورمان با 1 + 5 پرداخته و فرصت های پیش روی ایران بعد از توافق هسته­ای و لغو تحریم­ها را مورد بررسی قرار داده است.

  در این یادداشت آمده است: بعد از دستیابی به توافق هسته ­ای در وین در 23 تیرماه سال 1394، نزاعی که بیش از یک دهه، موجب تحریم و بلوکه کردن توسعه همکاری و روابط سیاسی، اقتصادی ایران با دولت های غربی و غیر غربی شده بود، به پایان رسید.
در اثر تحریم­های سخت بانکی، مالی، بیمه ای و انرژی، شرایط سختی بر کشورمان تحمیل شده بود و در اثر این تحریم­ها، ضررهای مالی زیادی، ناعادلانه بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد در حالیکه ایران طبق معاهده منع اشاعه سلاح های هسته­ای، از حق برخورداری و استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای برخوردار بود.
طبق روند توافق شده، آژانس بین المللی انرژی هسته­ای باید در 15 دسامبر 2015 پرونده موضوعات مربوط به گذشته و حال پرونده هسته­ای را خاتمه یافته اعلام کند و آمانو در این تاریخ گزارش خود را ارائه و شورای حکام آژانس نیز با قطعنامه­ای در همان تاریخ 15 دسامبر(24 آذر)، موضوع پی ام دی( یا ابعاد نظامی احتمالی) را خاتمه یافته تلقی نماید. مرحله ای مهم که گامی اساسی در مسیر اجرای توافق وین خواهد بود.
با این مقدمه کوتاه، این یادداشت نگاهی بر فرصت­های پیش روی کشورمان در دوران پسا تحریم و پسا توافق دارد. فرصت­های پیش رو را می­توان عمدتا در سه بخش اقتصادی، سیاسی و نظامی تقسیم بندی کرد:

الف - فرصت اقتصادی:
1- مهمترین و آشکارترین فرصت پیش روی جمهوری اسلامی ایران در دوران پسا تحریم­ها، فرصت­های اقتصادی است. با رفع تحریم­ها، امکان نقل و انتقالات مالی از طریق شبکه­های بانکی فراهم شده و این مهم­ترین و موثرترین اثر لغو تحریم­ها است که هزینه­های اضافی و روش­های غیر مستقیم فساد آور را از سیستم مالی و بانکی کشور حذف خواهد نمود و از طرفی شرکاء و طرف­های جدید با شرایط قراردادی جدیدی را در اختیار ایران قرار خواهد داد.
2- با توجه به شناسایی و آشکار شدن نقاط ضعف کشور در بخش­های مختلف اقتصادی در دوران تحریم، لغو تحریم­ها امکان بهره برداری موثرتر، کارآتر و دقیق­تر از فرصت­های اقتصادی جدید را فراهم و مانع از تکرار یا کاهش تکرار آسیب پذیری در شرایط مشابه در آینده خواهد شد.
3- خروج شرکت­های مختلف غربی از ایران در دوران تحریم و جایگزینی آن ظرفیت­ها با توانایی­های بومی (هر چند دارای کیفیت پایین) و یا شرکت­های رقیب آسیایی، قدرت مانور و استغناء بیشتری را در مذاکرات دوران پسا تحریم با شرکت­های غربی فراهم نموده که امکان امتیاز گیری بیشتر یا تنظیم قراردادهای دوجانبه بهتر را فراهم نموده است.
4- شرکت­های داخلی دولتی و خصوصی، با استفاده از تجربه دوران تحریم، شناخت بهتری از بازارهای منطقه­ای و بین­المللی و شرکاء مختلف و میزان اعتماد یا عدم اعتماد به آنها پیدا نموده­اند که قطعاً در مذاکرات و انعقاد قراردادها در دوران پسا تحریم مفید خواهد بود.
5- در دوران پسا تحریم امکان توسعه روابط اقتصادی با کشورهای مختلف بویژه کشورهای غربی مجدداً فراهم شده است و توسعه اقتصادی در روابط، طبق تئوری و مدل کارکردگرایی می­تواند عاملی مهم در توسعه روابط سیاسی با این کشورها نیز باشد.
6- ورود کشورهای پیشرفته و دارای تجربه در بخش­های مختلف صنعت هسته­ای کشورها در راستای تغییر کارکرد نیروگاه اراک و یا در بخش­های دیگر و از طرفی تداوم برنامه هسته­ای بدور از فضای تنش­آلود و تهدید، میتواند ظرفیت­های اقتصادی جدیدی در این عرصه را برای کشور به همراه داشته باشد.

ب- فرصت های سیاسی:
1- با حل پرونده هسته­ای، مشکل موجود در عادی شدن روابط ایران با کشورهای غربی و غیرغربی برطرف شده و امکان توسعه روابط سیاسی فراهم گشته است.
2- توافق هسته­ای، امکان و زمینه را برای حل سایر مسائل و بحران­هایی که نیاز به حضور ایران دارد را فراهم کرده است. این واقعیت، خیلی سریع در یافتن راه حل برای بحران سوریه خود را نشان داد و در آینده در حل سایر بحران­ها نیز موثر خواهد بود.
3- گرچه توافق هسته­ای در کوتاه مدت موجب نگرانی برخی کشورهای عربی و بازیگران منطقه خاورمیانه شده و تنش در روابط ایران و آنها همچنان ادامه دارد ولی در میان مدت و دراز مدت، مسیر روابط به سمت کاهش بحران و ارتقاء و توسعه روابط خواهد رفت.
4- توافق هسته­ای موجب ارتقاء نقش فعال و کنشگرانه جمهوری اسلامی ایران در سازمان­های مختلف منطقه­ای و بین­المللی خواهد شد.
5- موفقیت به حفظ انرژی صلح آمیز هسته­ای و حل بحران هسته­ای همراه با حفظ چرخه بهره برداری صلح آمیز از این انرژی به اقرار دوست و دشمن یک موفقیت سیاسی و دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی ایران بوده است.

ج- فرصت­های نظامی
1- با توجه به استثنا نمودن توانایی­های موشکی جمهوری اسلامی ایران از بحث نظارت و کنترل، پیشرفت­های کشورمان در عرصه موشکی نه تنها متوقف نخواهد شد بلکه با شدت بیشتر ادامه خواهد یافت که موجب فراهم نمودن فرصت­های جدید نظامی برای کشور خواهد بود.
2- حفظ فناوری هسته ­ای صلح آمیز هسته­ای و تداوم روند توسعه و تقویت آن، با توجه به نقش و تأثیر این فناوری در سایر ابعاد نظامی متعارف، موجب رشد و توسعه توان نظامی متعارف ایران در بخش­های مختلف خواهد شد.
3- توانایی جمهوری اسلامی ایران به حل بحران هسته­ای از طریق صلح آمیز و حفظ تمامی دستاوردهای خود در این حوزه، بدون تغییر شعارها و اهداف سیاست خارجی و روابط بین المللی خود، نه تنها از قدرت و پرستیژ کشورمان نکاسته بلکه موجب ارتقاء و افزایش آن و بویژه نوعی بازدارندگی برای جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدهای خارجی شده و خواهد شد.
4- توافق هسته­ ای، موجب تثبیت بیشتر کشور و تقویت امنیت و ثبات اجتماعی و سیاسی گشته و از این طریق نیز فرصت­های نظامی و امنیتی جدیدی را عاید کشور نموده است خنثی شدن پروژه­های ایران هراسی و امنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران موجب فراغت خاطر بیشتر و امکان تقویت بخش­های دیگر نظامی مورد نیاز خواهد گشت.
امید است که این یادداشت کوتاه، توانسته باشد بخشی از فرصت­های پیش رو بعد از توافق هسته­ای را بیان کرده باشد. قطعا در دوران پسا تحریم، چالش های جدیدی نیز ایجاد شده که در آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت.
منبع : پایگاه خبری - تحصیلی عصر ایلام

 





      

اولین حضور سازمان‌یافته 91 شرکت خارجی بعد از توافق هسته‌ای، برای بازدید از 25 میلیارد یورو فرصت سرمایه‌گذاری در حوزه راه‌وشهرسازی، دیروز در تهران رقم خورد.

در شرایطی که طی دو ماه اخیر مصادف با امضای متن نهایی توافق هسته‌ای ایران با گروه 1+5 حداقل 10 هیات اقتصادی خارجی از کشورهای مختلف برای اعلام آمادگی به منظور حضور در عرصه‌های مختلف سرمایه‌گذاری، وارد ایران شدند، دیروز 91 شرکت خارجی در کنار 300 سرمایه‌گذار داخلی به میزبانی 4 مقام ارشد دولتی گرد هم آمدند. در این همایش، که با حضور معاون اول رئیس‌جمهوری، وزیر راه‌وشهرسازی، وزیر امور اقتصادی و دارایی و همچنین رئیس کل بانک مرکزی برگزار شد، جزئیات کامل 121 پروژه در بخش مسکن، حمل‌ونقل و دیگر حوزه‌های راه‌وشهرسازی به شرکت‌های خارجی معرفی شد. 





      

اولین حضور سازمان‌یافته 91 شرکت خارجی بعد از توافق هسته‌ای، برای بازدید از 25 میلیارد یورو فرصت سرمایه‌گذاری در حوزه راه‌وشهرسازی، دیروز در تهران رقم خورد.

در شرایطی که طی دو ماه اخیر مصادف با امضای متن نهایی توافق هسته‌ای ایران با گروه 1+5 حداقل 10 هیات اقتصادی خارجی از کشورهای مختلف برای اعلام آمادگی به منظور حضور در عرصه‌های مختلف سرمایه‌گذاری، وارد ایران شدند، دیروز 91 شرکت خارجی در کنار 300 سرمایه‌گذار داخلی به میزبانی 4 مقام ارشد دولتی گرد هم آمدند. در این همایش، که با حضور معاون اول رئیس‌جمهوری، وزیر راه‌وشهرسازی، وزیر امور اقتصادی و دارایی و همچنین رئیس کل بانک مرکزی برگزار شد، جزئیات کامل 121 پروژه در بخش مسکن، حمل‌ونقل و دیگر حوزه‌های راه‌وشهرسازی به شرکت‌های خارجی معرفی شد. 





      
ارسال شده در یکشنبه 94/9/22 ساعت 3:45 ع توسط اسماعیل آرمیون

فرارو- قاسم توکلی؛ «بیانیه مشترک» ایران و گروه 5+1 خبر خوبی برای مردم دردکشیده و صبور ایران بود. مردمی که 12 سال است سنگین ترین فشارها و تحریمهای بین المللی را تحمل کرده اند و اکنون روزنه امیدی باز شده که می توانند طی ماههای آتی به برداشته شدن این فشارها امیدوار باشند. این تحریمها می توانست وضع نشود! این بحران قابل اجتناب بود! ملت ایران مستحق تحمل این آسیب نبود! اما متاسفانه عده ای در دولت قبلی آنچنان سنگی در ته چاه انداخته اند که اکنون پس از دو سال مذاکرات مستمر و فشرده فقط می توانیم «امیدوار» باشیم که «می توان» آن سنگ را از ته چاه درآورد.

 اگر تحریمهای چندلایه وضع شده بر ایران طی 12 سال گذشته را به همان سنگ تشبیه کنیم، «بیانیه مشترکی» که دیروز قرائت شد در حکم طناب محکمی است که تیم های مذاکره کننده در لوزان توانسته اند در «ته چاه» به آن سنگ ببندند و بالا کشیدن این سنگ نیز کماکان نیاز به همکاری مداوم و بیش از پیش نیروهای میانه رو و صلح طلب هر دو طرف (ایران و غرب) دارد. به هر روی، این یادداشت نگاهی واقع بینانه خواهد داشت به آنچه ما بر اساس این بیانیه در توافق پیش رو (در تیرماه) به دست خواهیم آورد و آنچه متعهد به انجامش شده ایم و مهمتر از همه اشاره ای خواهد داشت به مهمترین چالشهای پیش روی توافق ایران و غرب. برای تدوین یادداشت نیز از متن بیانیه لوزان، سخنرانی جان کری، سخنرانی ظریف، سخنرانی اوباما و بیانیه وزارت خارجه امریکا در ساعات پس از صدور بیانیه استفاده شده است.
 
الف-آنچه ایران در ازای اجرای «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) به دست خواهد آورد:
 

1- بر مبنای این بیانیه، پس از اجرایی شدن «برجام» در تیرماه (سه ماه آینده) اتحادیه اروپا، امریکا و سازمان ملل اعمال تحریم‌های اقتصادی و مالی «مرتبط با برنامه هسته‌ای» ایران را لغو خواهند کرد (البته تحریمهایی که به علت برنامه موشکی ایران و ... اعمال شده همچنان پابرجا خواهند ماند).
 
2- پس از اجرایی شدن «برجام»، که باید توسط راستی آزمایی های بازرسان آژانس تایید گردد، قطعنامه ای در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب خواهد رسید که به منزله الغاء قطعنامه های سابق علیه ایران خواهد بود. از جزئیات شروط برداشته شدن تحریم‌ها هنوز چیزی منتشر نشده است.

3- به این ترتیب ایران می تواند به 180 میلیارد دلار دارای های بلوکه شده اش دست یابد و میلیونها بشکه ذخیره نفت خویش را نیز بدون محدودیتهای بانکی و بیمه انتقال داده و به فروش برساند.

4- جامعه جهانی «حق غنی سازی اورانیوم» را در داخل خاک ایران به رسمیت می شناسد (البته فقط با نسل اول سانتریفیوژها و تا سقف 3 درصد). تاسیسات غنی سازی فردو نیز، با کاربری علمی و تحقیقاتی، به کار خود ادامه خواهد داد.
 
ب- تعهداتی که ایران با اجرای «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) خواهد پذیرفت:
 
1- ده هزار کیلوگرم اورانیوم «کم غنی شده» ایران به 300 کیلوگرم اورانیوم با غنای 3 درصد کاهش خواهد یافت و تا 10 سال سطح ذخیره اورانیوم همینگونه باقی خواهد ماند.
 
2- غنی سازی 3 درصد نیز باید با سانتریفیوژهای «نسل اول» صورت گیرد و نه با سانتریفیوژهای پیشرفته (اکنون نسل هشتم سانتریفیوژها مورد استفاده است).
 
3- تنها نیروگاه نطنز حق غنی سازی اورانیوم دارد (ایران دارای حداقل 4 مرکز غنی سازی اورانیوم می باشد)، تاسیسات فردو نیز کاربری تحقیقاتی و علمی خواهد یافت. تعداد سانتریفیوژهای نصب شده ایران نیز از 19 هزار به یک-سوم یعنی 6 هزار کاهش خواهد یافت همچنین هسته رآکتور آب سنگین اراک برچیده و جایگزین خواهد شد (به نحوی که دیگر ظرفیت تولید پلوتونیوم نداشته باشد). جان کری مدعی شده است 98 درصد ظرفیت هسته ای ایران محدود، برچیده و یا خنثی خواهد شد.

4- بازرسان آژانس طبق «پروتکل الحاقی»، نه تنها به تمام تاسیسات هسته ای ایران «دسترسی آزادانه و سرزده» خواهند داشت که تمام چرخه تدارکاتی و پشتیبانی (شامل معادن اورانیوم، انبارها و تمام کارخانه جات مرتبط) نیز باید در دسترس کامل آنها قرار گیرد.
 
ج- چالش های پیش روی توافق آتی:
 
1- خطر کارشکنی تندروها
در هر دو طرف توافق نیروهای تندرویی وجود دارند که از این توافق رضایت ندارند و واکنش های زودهنگام آنها به توافق نیز نارضایتی شان را کاملا بازتاب می دهد. در امریکا ائتلاف تندروها می توانند رئیس جمهور را مقید به تصویب توافق در داخل کنگره کنند و از این طریق دست دولت میانه رو را ببندند. همچنین ممکن است به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی اورانیوم در داخل خاک ایران، اسرائیل و دشمنان منطقه ای ایران را وادارد که با همکاری نیروهای تندرو در داخل امریکا در روند نوشتن پیش نویس توافق آتی کارشکنی کنند و حتی کل توافق نامه را با خطر فروپاشی روبرو کنند.

از سوی دیگر و در ایران، اجرای پروتکل الحاقی (بازدیدهای آزادانه و سرزده از تمام تاسیسات مرتبط با برنامه هسته ای ایران) ممکن است با کارشکنی پارلمان و همچنین نیروهای تندرو خارج از کنترل دولت مواجه گردد. این کارشکنی می تواند آینده توافق را کاملا بی ثبات سازد چرا که جامعه جهانی رفع تحریمها را صراحتا به راستی آزمایی های دقیق بر مبنای پروتکل الحاقی منوط کرده است.
 
2- تفسیر پذیر و مبهم بودن برخی مفاد توافق آتی
رصد اظهار نظر مقامات ایرانی و غربی طی چند ساعت پس از اعلام «بیانیه مشترک» نشان می دهد در تفسیر طرف ایرانی از توافق، کلیه تحریمها به صورت یک مرجله و یکجا لغو خواهند شد، اما در خوانش طرف امریکایی از بیانیه، تحریمها «مرحله به مرحله» لغو خواهند شد. همچنین در بیانیه مشترک اشاره شده است که ایران پروتکل الحاقی را به صورت «داوطلبانه و موقتی» به اجرا درخواهد آورد. در این بخش نیز واژه «موقتی» مبهم بوده و ممکن است یکی از موارد اختلاف احتمالی در آینده باشد، چه در هنگان نوشتن پیش نویس «برجام» و چه در زمان اجرایی نمودن آن.

3- بی اعتمادی طرفین نسبت به یکدیگر

در بیانیه وزارت خارجه امریکا رسما اعلام شده که این توافق، زمان لازم برای دستیابی ایران به یک بمب را از 2 تا 3 ماه (در حال حاضر) تا یک سال به تعویق خواهد انداخت! این نشان می دهد آنها عمیقاً باور دارند که ایران هدفی جز دستیابی به بمب هسته ای ندارد.

این ظن می تواند با کوچکترین اخلالی در روند «راستی آزمایی های آژانس» تا جایی تشدید گردد که کل توافق را با خطر فروپاشی مواجه سازد.

در سوی دیگر ماجرا، ایران سابقه عهدشکنی طرف های غربی را در توافقات پیشین در خاطر دارد و همچنین معامله ای که غربی ها با قذافی در سالهای 2003 و 2004 انجام دادند نیز باعث سؤظن بیشتر ایران به غربی ها خواهد شد.

تمام این احتمالات، ابهامات و تفاسیر متناقض نشان می دهد مسیر پیش رو چقدر لغزنده و توافق چقدر می تواند شکننده باشد. طناب محکمی در ته چاه به سنگ بسته شده است اما هر آن احتمال اینکه طناب پاره شود و یا یکی از طرفین در نیمه راه آن را رها کند وجود دارد. تا اینجای کار روند مذاکرات (برخلاف خیلی از پیش بینی های بدبینانه) موفقیت آمیز بوده اما تا نتیجه گیری نهایی هنوز باید منتظر ماند.





      

جواهر لعل نِهرو که شاید بعد از گاندی مهم ترین فرد در سپهرِ سیاسیِ معاصر هند باشد، معتقد است که در میان مللی که در طول تاریخ با هند مرتبط بوده اند و بر هند تاثیر گذاشته اند، ایران تأثیرگذارترین ملّت است (1) و شاید بتوان گفت که هیچ دو کشور دیگری چنین رابطه ای را تجربه نکرده اند؛ رابطه ای که شاید آغازش مهاجرت آریایی ها به دو منطقه ی متفاوت باشد. آریایی های که به غرب رفتند پدران ایران کنونی شدند و آن ها که به شرق رفتند پدران هند؛ البته برخی  ریشه ی این ارتباط را حتی به پیش از این رسانده اند و رابطه ایران و هند را کهن تر از آن می دانند (2). اما روابط سیاسی همیشه فراز و فرودهایی دارد و روابط این دو کشور هم از این مستثنی نبوده است، روابطی که در سال های اخیر تحت شعاع رابطه ی این دو کشور با آمریکا بوده است. حتی در سال های اخیر از آن به سایه آمریکا بر روابط ایران و هند تعبیر شده است (3) و شاید بتوان گفت که مهم ترین عامل موثر در این معادله، مشکله هسته ای ایران با غرب بوده است. حال باید فرصت ها و تهدید هایی که بعد از توافق هسته ای ایران و غرب برای هند ایجاد می شود را بررسی کرد؛ و دید در مجموع، هند از این توافق بهره می برد یا متضرر می شود.

 

اصلی ترین فرصتی که این توافق برای هند ایجاد می کند، عادی شدن روابط ایران و هند  در حوزه اقتصادی و استراتژیک است که در سال های اخیر و در نتیجه تحریم های علیه ایران و کشورهای معامله کننده با ایران، به طور جدی دچار مشکل شده بود. در این نوشتار، فرصت های مختلف اقتصادی که در نتیجه عادی شدن روابط ایران و هند ایجاد می شود، بررسی خواهد شد. نکته مثبت دیگر این توافق در حوزه ی سیاست منطقه ای است؛ توافقی که به طور کلی هم توسط دولت هند، هم دولت پاکستان و نیز دولت افغانستان مثبت ارزیابی شده است، می تواند در ثبات سیاسی منطقه تاثیر زیادی داشته باشد و این فرصتی است برای منطقه که به طور طبیعی هند نیز از آن بهره خواهد برد؛ که این نیز به طور مختصر در این یادداشت بحث خواهد کرد. فرصت دیگری که در این یادداشت از آن بحث خواهد شد، تاثیر مثبت این توافق در روابط هند با آمریکا است. البته این ها اهّم این فرصت هاست.

 

اما تهدید های محتملِ این توافق که به آن اشاره خواهد شد، یکی مشکلاتی است که از نظر اقتصادی برای هند پیش بینی می شود، مثل کم شدنِ حجمِ صادراتِ برخی کالاها. و دیگری، مواجهه ی هند با مخالفین این توافق یعنی کشورهای عربی منطقه، به خصوص عربستان سعودی و نیز اسرائیل که هند در سال های اخیر با آن ها ارتباطاتِ سیاسی، امنیتی و اقتصادیِ جدی و فراوانی داشته است.

 

فرصت‌های اقتصادی

شاید اصلی ترین نکته مثبت این توافق برای هند، ایجاد فرصت تجارت با ایران، بدون فشارِ آمریکاست؛ و برای هند به عنوان یکی از مهمترین خریداران نفت جهان در رأس این مبادلات تجاری، مبادلات نفتی قرار دارد. هند پیشتر از ایران واردات نفتی داشته است، امّا در سال های اخیر، دائماً شرکت های این کشور در معرض تحریم های شدید بین المللی  بوده اند؛ حال پس از سال ها این شرایط فراهم خواهد آمد که این تبادلات بدون تهدیداتِ کشور های غربی به خصوص آمریکا انجام گیرد. تا سال 2006 ایران دومین فروشنده نفت به هند بود، اما در نتیجه ی تحریم ها تا سال 2014 ایران به رتبه هفتمین فروشنده ی نفت به هند تنزل پیداکرد (4). اکنون امید است با برطرف شدن تهدیدِ تحریم و نیز کاهش نسبی قیمت نفت، هند مبادلات نفتی خود با ایران را افزایش دهد.

 

در نتیجه ی ایجاد فرصت تجارت با ایران، بدون فشار آمریکا و غرب، هند می تواند پروژه های گازی خود که بعد از تحریم ها متوقف شده بود را از سر گیرد. پروژه ی گازی Farzad-B که در سال های اخیر تقریباً متوقف شده بود، شاید مهم ترین پروژه ی گازی باشد که بعد از تحریم ها از سر گرفته می شود. این میدان گازی حدود 21/68 متر مکعب ذخیره ی گازی دارد که 12/8 متر مکعب از آن قابل استخراج است. این میدان که تقریباً سومین میدان گازی بزرگ هند است (5) و هند تا کنون 100 میلیون دلار برای گسترش آن هزینه کرده است (6). ولی در سال های اخیر و در نتیجه ی تحریم ها و متوقف شدنِ کارِ خط لوله ی هند- پاکستان- ایران، بهره برداری از این میدان نفتی نیز تقریباٌ متوقف شده بود. اکنون با این توافق و امکان از سر گیریِ بهره وری از این میدان گازی، فرصت مناسبی برای هند در عرصه تجارت گاز فراهم خواهد آمد.

 

دیگر فرصتی که این توافق برای هند ایجاد می کند، امکانِ افزایشِ تجارت دریایی است. در سال های اخیر بر اثر تحریم ها، هزینه ی مبادلات دریایی هند با ایران به قدری افزایش یافته بود که انجام این مبادلات و صادرات کالا به ایران را از طریق راه های آبی بسیار مشکل و کم سود کرده بود؛ اکنون هند امیدوار است با لغو این تحریم ها، هزینه ی مبادلاتِ دریایی کاهش و در نتیجه میزان آن افزایش یابد (7).

 

از فرصت های قتصادی و استراتژیکی که توافق هسته ای ایران برای هند ایجاد می کند، امکان استفاده ی مجدد از بندرگاهِ چابهار است. بعد از سرمایه گذاری چین در بندر گوادر پاکستان و متصل شدن این بندر به استان سین کیانگ چین و در نتیجه مسدود شدن راه پاکستان برای انتقال کالا های هندی به افغانستان و آسیای میانه، بهترین جایگزین برای هند، استفاده از بندر چابهار ایران است. هند که برای سرمایه گذاری و بهره وری در بندر چابهار با سدِّ تحریم ها روبرو بود، اکنون با توافق هسته ای ایران و غرب و لغو تحریم ها ی احتمالی برای کشورها و شرکت های معامله کننده ی با ایران، راه را برای سرمایه گذاری در بندر چابهار باز می بیند؛ در نتیجه می تواند استفاده از این بندرگاه را که از 1990 روی آن سرمایه گذاری کرده است را از سر گیرد (8). قرارداد 85 میلیون دلاری هند با ایران در می 2015 برای   توسعه ی بندر چابهار، نشانه ی روشنِ این از سرگیری است. به این نکته هم باید توجّه شود که ایران بعد از تحریم ها نه تنها برای هند محلِ دسترسی به آسیای میانه است بلکه می تواند راه تجارت با اروپا باشد.  

 

گر چه توافق هسته ای ایران و لغو تحریم می تواند به بخشی از صادرات هند به ایران ضرر برساند (که به آن ها در بخش تهدیدها اشاره خواهیم کرد)، ولی فرصت های اقتصادی بسیاری را نیز می تواند ایجاد کند که تا کنون به برخی از آن ها اشاره شد ولی این فرصت های اقتصادی ایجاد شده محدود به نکاتی که تا به حال ذکر شد، نیست. هند می تواند آسوده از تحریم هایی که تا کنون مانع می شد، صادرات دارویی خود به ایران را افزایش دهد و نیز به افزایش صادرات پارچه به ایران امید داشته باشد؛ همینطور که آقای ساهای، مدیرِ فدراسیونِ سازمان های صادرکننده ی هند اخیراً به این مهم اشاره داشته است. و همچنین هند به عنوان یکی از قدرت های صنعتِ فناوری اطلاعات می تواند روی ایران به عنوان یک بازار جدید و پر سود حساب بازکند (9). البته خواننده ی این سطور توجه دارد که تمام فرصت هایی که تا کنون نام برده شدند، تنها هند را سود نمی بخشند بلکه ایران نیز می تواند از این فرصت ها بهره برد.

 

فرصت‌های سیاسی- سیاستِ منطقه

پیش از اینکه به فرصتی که این توافق از نظر سیاسی برای منطقه می تواند ایجاد کند، پرداخته شود باید به چند نکته توجّه کرد. نکته اول اینکه، برخی از تحلیل گران مثلِ تحلیل گر مرکز نیکسون در زمان خود، حتی برنامه هسته ای شاهِ ایران را تهدیدی برای هند و پاکستان می دانستند(10) ، پس احساس خطر از برنامه هسته ای ایران در منطقه، از برنامه ی  هسته ای جمهوری اسلامی ایران شروع نمی شود بلکه به پیش از آن بر می گردد. نکته دیگر، رابطه ی ملتهبِ هند و پاکستان است که از سال جدایی پاکستان از هند در سال 1947-48 این رابطه بر همین روال بوده است و همیشه ایران به صورت بالقوه این امکان را داشته است که به عنوان واسطه در این میان نقش بازی کند. حال، باید توجّه داشت که برای نخستین بار ایران به توافق هسته ای با غرب رسیده است، که از طرف هند و حتی پاکستان که در بسیاری از مواردِ دیگر هم پیمان کشورهای عربِ منطقه که از مخالفین توافقِ ایران هستند، مثبت ارزیابی شده است.

 

این توافق چند فرصت برای منطقه ایجاد می کند؛ از یک طرف، این فرصت را ایجاد می کند که ایران بتواند به فعالیت هسته ای خود ادامه دهد در حالی که کشور هایی مانند هند و پاکستان از آن احساس خطر نکنند، احساس خطری که همانطور که گفته شد به عقیده برخی حتی ریشه در قبل از انقلاب ایران دارد که این با خود ثبات نسبی سیاسی به همراه خواهد داشت. روشن است با این شرایط که گروه های تروریستی برای کل منطقه تهدید محسوب می شوند، هند هم می‌تواند از این ثبات نسبی که با توافق ایران در منطقه می تواند ایجاد شود ، منتفع گردد. از طرف دیگر، بعد از توافق، نقشِ ایران به عنوان واسطه در بسیاری از اختلافات هند و پاکستان می تواند پررنگ تر باشد و روشن است، این واسطه که خود از کشورهای منطقه است و در زمینه ی مسائل امنیتی منطقه، منافعِ نزدیک تری با هند دارد، برای هند مناسب تر از  واسطه ی آمریکایی و یا اروپایی است. این ها فرصت های محتملی است که این توافق از نظر سیاسی می تواند برای منطقه و به تبع برای هند ایجاد کند. البته باید گفت که این ثباتِ منطقه ای در گروی دیپلماسی موفق ایران و هند و حتی پاکستان با کشورهای عربیِ مخالفِ توافق از جمله عربستان سعودی است؛ و این جا نقش سیاست خارجی این کشورها برای افزایش امنیت در منطقه، محوری خواهد بود.

 

فرصت‌های سیاسی- روابط با آمریکا و اروپا

بنیان گذارانِ هند مدرن رابطه با هر کشوری مگر رژیم آپارتاید را مجاز می دانستند (اشاره به قانون اساسی هند) و سیاستمدارانِ هند با تمام اختلافاتشان در طول سال های بعد از استقلال تلاش داشته اند تا روابط خارجی گسترده ای داشته باشند؛ امّا در سال های اخیر برای رابطه شان با ایران تحتِ فشار سیاسی غرب، بخصوص آمریکا بوده اند. اکنون هندی ها امید دارند که بعد از سال ها سایه ی تهدیدِ تحریم، بتوانند با ایران روابط گسترده ای داشته باشند که این خود آینده ی روشن تری برای روابط هند با آمریکا و اروپا رقم خواهد زد. همانطور که در مقدمه ی این یادداشت آمد، روابط هند و ایران در سال های اخیر متأثر ازروابط آمریکا با ایران بوده است، و می توان گفت که این قضیه بدین شکل هم صادق است که روابط هند و آمریکا نیز در سال های اخیر متأثر از روابط هند و ایران بوده است. در زمان جنگ سرد، روابط آمریکا با هند در نتیجه ی روابط هند و شوروی دچار مشکل شده بود؛ در سال های اخیر روابط اقتصادی هند با ایران، روابط هند و آمریکا را متأثر کرده بود، گرچه میزان تأثیر گذاری این ها بسیار متفاوت بوده است.  

 

تهدیدهای اقتصادی

یعد از فرصت ها باید تهدیدهای محتمل این توافق برای هند را نیز بررسی کرد. علیرغم همه فرصت های اقتصادی این توافق، در چند حوزه، اقتصاد هند با تهدیدهایی روبرو خواهد شد. یکی احتمال بر هم خوردن مبادلات دوجانبه ارزی است. پیش از این، در دوران تحریم ها هند با داشتن یک حساب ارزی در ایران با واحد روپیه با ایران تجارت می کرد، حال هند به عنوان چهارمین خریدار اصلی نفت جهان که میزان قابل توجّه آن را از ایران وارد می کند باید با واحد دلار با ایران مبادلاتش را انجام دهد(11) که این خود، ضرری برای اقتصاد هند است.

 

کاهشِ میزان صادراتِ بعضی کالا ها به ایران، ضرر محتملِ دیگری برای هند است. همانطور که مدیرِ فدراسیون سازمان های صادرکننده ی هند – آجای ساهای – اشاره داشته است (12)، میزانِ صادرات برخی کالاهای صنعتی که در دوران تحریم از هند به ایران صادر می شده است، بعد از توافقِ ایران و باز شدن درِ تجارت با کشورهای اروپای شرقی و ایجاد رقابت بین محصولات اروپایی و هندی، احتمالاً کاهش خواهد یافت؛ که این تهدیدی اقتصادی است که بعد از توافق متوجّه هند خواهد شد.

 

برخی گزارش ها حاکی از این است که قرارداد 223 میلیون دلاری هند با ایران برای مشارکت در راه آهن ایران، در نتیجه توافق هسته ای ایران و احتمال یافتن جایگزینی کم هزینه تر از هند برای ایران مانند ترکیه، بی سرانجام مانده است که این خود یک ضرر اقتصادی برای هند محسوب می شود (12). البته این که آیا به نتیجه نرسیدن چنین معاملاتی تهدیدِ مهمی برای اقتصاد هند است یا خیر، موضوعِ محلِ مناقشه ای است.    

 

تهدیدهای سیاسی

به عنوان یک تهدید محتمل برای هند می توان از مواجهه ی این کشور با مخالفین این توافق نام برد، البته این تهدید را  می توان در ذیل تهدید های اقتصادی نیز ذکر کرد اما از آنجایی که جنبه سیاسی این مواجهه به نظر پررنگ تر می آید لذا این مسئله به صورت مجزا ذکر می‌شود. اسرائیل و عربستان سعودی به عنوان دو مخالف اصلی توافقِ ایران شاید تهدید بالقوه ای برای هند بشمارآیند. در سال های تحریم، اسرائیل به عنوان دلال در قراردادهای نفتیِ هند و عربستان عمل کرده است تا برای نفتِ ایران جایگزینی پیدا و نیاز هند به ایران را کم کند؛ تا بتواند روابط هند و ایران را بیش از پیش تحت شعاع قرار دهد. بعد از توافق و از سرگیری واردات نفتی هند از ایران، این دو (عربستان و اسرائیل) هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی متضرر خواهند شد که این چشم اندازِ روابط خارجی ِهند را تهدید می کند. عربستان به عنوان کشوری که سال هاست با پاکستان، کشور رقیب هند روابط جدّی دارد و روابطش با هند همیشه زیر سایه ی روابطش با پاکستان بوده است، شاید کمتر از اسرائیلی که در سال های اخیر روابط زیادی با هند داشته است از این توافق متأثر شود. البته باید در نظر داشت که این تهدید در صورتی می تواند برای هند جدی باشد که این کشور نتواند در  صحنه بین الملل، کنش ها و واکنش های مناسبی داشته باشد.

 

باید توجه داشت که روابط اسرائیل با هند محدود به مورد بالا نیست. برای مثال هند در سال های اخیر در  حوزه ی هوا- فضا با اسرائیل همکاری هایی داشته است. پرتاب ماهواره ی جاسوسی اسرائیل با راکت های هندی که فصلی جدید و مهّم در روابط هند و اسرائیل محسوب می شود (14) که در این مورد کشورهای عربی با اسرائیل هم منفعت نبوده اند و مخالفت هایی با هند در این خصوص داشتند  و در این مورد ایران هم مخالفت جدی خود را اعلام کرد. و این خود پیچیدگی روابط منطقه ای را روشن تر می کند.

 

نتیجه

توافق هسته ای ایران برای کشورهایی که به نوعی با ایران رابطه داشته اند، می تواند نکاتی مثبت و منفی در پی داشته باشد و برای هر کدام، این نکات مثبت و منفی می تواند متفاوت باشد. هند کشوری است که روابطی کهن با ایران داشته، امّا در سال های اخیر این روابط فراز و فرودهای فراوانی داشته است و بیش از هر زمان دیگر متأثر از روابط ایران با آمریکا بخصوص مسئله هسته‌ای بوده است. اکنون هند با تغییر این شرایط، در برابر خود فرصت ها و تهدیدهایی می بیند که معلولِ توافق هسته ای ایران با غرب است. با بررسی این فرصت ها و تهدیدها شاید بتوان نتیجه گرفت که سهم هند از فرصت ها بیشتر از تهدیدهاست. در پایان باید اشاره کرد که مواردی که به عنوان فرصت یا تهدید برای هند در بالا ذکر شد، بیشتر، فرصت ها و تهدید های بالقوه محتملِ این توافق هستند و باید شرایط دیگری فراهم آید که این ها به فرصت یا تهدیدِ بالفعل تبدیل شوند.

 

----------------------------------------

منابع:

1. “The Discovery of India”, Jawaharlal Nehru, Oxford University Press, Edition: 6th,1994, p.146.

2. "سرزمین هند"، علی اصغر حکمت، انتشارات دانشگاه تهران، 1337، ص. 37.

3. “American Shadow over India–Iran Relations”, Uma Purushothaman, Journal of Strategic Analysis, Volume 36, November of 2012.

4. "How does India benefit from Iran"s nuclear deal?", Sachin Kumar, quora.com.

5. "How does India benefit from Iran"s nuclear deal?", Sachin Kumar, quora.com.

6. “How Iran"s nuclear deal affects India”, Anbarasan Ethirajan, BBC’s report, 16 July 2015, bbc.com.

7. “How Iran"s nuclear deal affects India”, Anbarasan Ethirajan, BBC’s report, 16 July 2015, bbc.com.

8. "How does India benefit from Iran"s nuclear deal?", Sachin Kumar, quora.com.

9. “How Iran"s nuclear deal affects India”, Anbarasan Ethirajan, BBC’s report, 16 July 2015, bbc.com.

10.Iranian Nuclear Deal: Future Perspectives and Implications for the Region”, Iram Khalid and Rehana Saeed Hashmi, Article v15 no1, University of Punjab. P. 20.

11. “How Iran"s nuclear deal affects India”, Anbarasan Ethirajan, BBC’s report, 16 July 2015, bbc.com.

12. “How Iran"s nuclear deal affects India”, Anbarasan Ethirajan, BBC’s report, 16 July 2015, bbc.com.

13. “How Iran"s nuclear deal affects India”, Anbarasan Ethirajan, BBC’s report, 16 July 2015, bbc.com.

14. "India and Israel Eye Iran; Indias launch of a new spy satellite for Israel may change the geopolitical complexion of the Middle East”, Ninan Koshy, Edited by John Feffer, 12 February 2008, fpif.org.

15. " روابط هندوستان و اسرائیل: نگاهی بر جنبه‌های راهبردی"، ناصر ثقفی عامری،معاونت پژوهشهای سیاست خارجی / گروه مطالعات استراتژیک،  آبان 1387.  

 

• افزون بر منابع فوق، از اخبار و گزارش های پایگاه های خبری زیر نیز استفاده  شده است:

1. indianexpress.com

2. bultannews.com

3. irdiplomacy.ir

4. ireconomy.ir

5. csr.ir





      
ارسال شده در یکشنبه 94/9/22 ساعت 3:42 ع توسط اسماعیل آرمیون

می توان اثر پروانه ای[1] را که سنگ بنای نظریه آشوب[2] در ریاضی و فیزیک است، به طور خلاصه این چنین بیان کرد که رخداد های کوچک می توانند تاثیرات بسیار گسترده ای داشته باشند. اثر پروانه ای به این معناست که تغییر جزئی در شرایط اولیه می تواند به نتایج وسیع و پیش بینی نشده ای در ستاده های سیستم منجر شود. در این نظریه اعتقاد بر آن است که در تمامی پدیده ها، نقاطی وجود دارند که تغییری اندک در آنها سبب تغییرات عظیمی خواهد شد و در این رابطه سیستم های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و سازمانی همچون سیستم های جوی از اثر پروانه ای برخوردارند و تحلیلگرانعرصه روابط بین الملل باید با آگاهی از این نکته مهم به بررسی و تحلیل موضوعات و مسایل بین المللی از جمله موضوع توافق هسته ای جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 بپردازند.

مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی ایران و کشورهای گروه 1+5 که پس از قریب به دو سال به توافقی موسوم به برجام[3] (برنامه جامع اقدام مشترک) در تاریخ 14 ژوئیه 2015 و قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد منتهی گردید. این برنامه شامل توافق و 5 ضمیمه فنی می باشد: ضمیمه اول: پارامترهای هسته ای؛ ضمیمه دوم: تعهدات مربوط به تحریم ها؛ ضمیمه سوم: همکاری های هسته ای در حوزه غیرنظامی؛ ضمیمه چهارم: کمیسیون مشترک؛ ضمیمه پنجم: طرح اجرایی. در این نوشتار فرصت و مجال پرداختن به هر یک از این ضمایم نیست بلکه صرفاً تلاش می گردد تا به موضوع اثر پروانه ای توافق هسته ای اشاره گردد.

در همین راستا باید در نظر داشت که قطعاً توافق هسته ای ج.ا.ایران و گروه 1+5 به عنوان منشاء یک اثر پروانه ای می تواند سرآغاز تحولات و رخدادهای بسیار گسترده و چشمگیری در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطوح منطقه ای و بین المللی گردد، اما اینکه این تحولات و رخدادها مثبت یا منفی، موافق یا متناظر با منافع ملی ما باشد تا حدود زیادی بستگی به عملکرد و اجماع ملی ما در این خصوص دارد. هیچ تحلیلگر بیطرف و منصفی و حتی خود اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان بر این باور نیستند که این توافق یک توافق صد درصدی است. ولی آنچه مسلم است، این توافق بر مبنای استراتژی برد-برد بوده و می تواند فرصت های مناسبی را برای کشورماندر زمینه های مختلف از جمله صنعت نفت، صنعت پتروشیمی، فناوری اطلاعات، صنعت خودرو سازی، فعالیت های فضایی و ماهواره ای و ... ایجاد نماید این موارد صرفاً نتایج و دستاوردهای ملموس و محسوس توافق هستند افزایش قدرت نرم و ضریب نفوذ ایران در سطح منطقه و بین الملل از دیگر دستاوردهای ایجاد شده توسط این توافق می باشند. پس بایستی از این فرصت حداکثر استفاده و بهره را برد زیرا در غیر اینصورت زمینه فرصت سازی و بهره مندی دیگران را از این موقعیت حساس فراهم نموده ایم. تحرکات کشورهای همسایه در واکنش به این توافق و همچنین سفرهای متعدد مقامات اروپایی و غربی به ایران که انجام گردید و یا در آینده نزدیک انجام خواهند شد بهترین دلیل بر اهمیت و تاثیرگذار بودن این توافق است.

هرگز نباید از یاد برد که منشا تحولات عظیم منطقه خاورمیانه و کشورهای شمال آفریقا موسوم به بیداری اسلامی در طی چند سال اخیر، با خود سوزی یک جوان 26 ساله تونسی به نام محمد بوعزیزی آغاز گردید، که نهایتا موجب زلزله عظیمی در منطقه و تغییر برخی از حکام این کشورها که سالها بر این کشورها حکمرانی می کردند، گردید. بدون شک هیچ کس در ابتدای امر فکرش را نمی کرد که چنین حرکت کوچکی دارای اثر پروانه ای با این ابعاد و عمق تغییرات باشد. بنابراین بدون شک توافق هسته ای هم می تواند دارای چنین اثرات و تبعاتی باشد. هجمه تبلیغات رسانه ها و شبکه های خبری غربی که عمدتاً به وسیله لابی های صهیونیستی و برخی کشورهای عرب منطقه خاورمیانه و رژیم صهیونیستی تامین مالی می گردند، جهت به شکست انجامیدن این توافق، نشانگر تاثیر گذاری جدی این توافق بر معادلات سیاسی-بین المللی منطقه خاورمیانه است. برای نمونه طبق برخی گزارش ها، لابی رژیم صهیونیستی (آیپک) 20 میلیون دلار، گروه موسوم به ابتکار امنیت آمریکا -که عمدتاً توسط عربستان سعودی تامین مالی می گردد-6 میلیون دلار، برای تبلیغات در رسانه ها به منظور شکست توافق هسته ای اختصاص داده اند.

به زعم نویسنده اگر چه نسبت به متن برجام و قطعنامه 2231 شورای امنیت ممکن است انتقادات و در برخی موارد ابهاماتی وجود داشته باشد، ولی نکته مهمی که وجود دارد این است که مذاکره روندی دو جانبه و متقابل است که به نوعی بده- بستان تبدیل می گردد و هرگز نباید انتظاری صد در صدی از نتایج مذاکره بین طرفین در شرایط عادی داشت. با توجه به این مهم، به نظر می رسد که با اجماع و همفکری نهادها و سازمان های داخلی و از همه مهمتر مردم فهیم ایران می توان این توافق هسته ای را به یک فرصت استثنایی در طول تاریخ کشورمان پس از انقلاب اسلامی تبدیل کرد، چون بدون شک این توافق یک دستاورد چشم گیر و موفقیت بزرگ دیپلماتیک در طول سال های اخیر به ویژه در دوران پس از انقلاب اسلامی بوده است. در این زمینه نباید تجربه کشورهای هند و پاکستان را فراموش کرد. این کشورها پس از آزمایش های هسته ای اولیه خود در ابتدای امر مورد تحریم، عتاب و خشم کشورهای غربی به ویژه کشورهای موسوم به کشورهای دارا (کشورهای دارای سلاح هسته ای براساس معاهده NPT) قرار گرفتند، ولی با گذر زمان و مقاومت این کشورها، کشورهای غربی با واقعیت هسته ای شدن این دو کشور کنار آمدند، پذیرش و به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران در برجام هم گامی در جهت کنار آمدن کشورهای غربی به ویژه آمریکا با واقعیت ایران هسته ای است. البته در این زمینه نباید تفاوت اساسی ماهیت منحصرآ صلح آمیز برنامه هسته ای کشورمان را –که گزارش های متعدد آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان تنها ناظر فنی و بین المللی بارها و بارها آن را تایید نموده است- نسبت به ماهیت فعالیت های هسته ای کشورهای فوق الذکر از یاد برد.

نتیجه گیری: به نظر می رسد علی رغم برخی انتقادات وارده بر متن توافق و قطعنامه حاصل شده از این مذاکرات که البته تا حدود زیادی بدیهی و طبیعی است، بایستی غبارهای نشسته بر عینک تحلیل و بررسی خودمان در این زمینه را پاک کنیم و موضوع توافق هسته ای را به عنوان یک موضوع ملی و فراتر از سلایق و دیدگاههای جناحی و حزبی به آن بنگریم. یعنی فارغ از تایید و یا انکار صد در صدی آنچه را که در نتیجه ماهها مذاکره و هزینه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی حاصل شده است را به عنوان یک فرصت برای منافع و مصالح نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن تاثیرات پروانه ای آن تحلیل و بررسی نماییم. به طور قطع در دنیای روابط بین الملل نگاه سیاه و سفیدی به مسایل و موضوعات چندان مطلوب و منتج به نتیجه مثبت و کافی نخواهد بود و خوب است که همیشه نگاه خاکستری را هم مد نظر قرار دهیم و تلاش کنیم تهدیدات را به فرصت تبدیل کنیم. در واقع اوج هنر دیپلماسی تبدیل تهدیدات به فرصت هاست که در فرایند مذاکرات و دستیابی به برجام گام اول این ایده تحقق یافت و امید است که این فرایند به نتایج مثبت بیشتری برای ملت ایران منتج گردد.





      

حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان صبح امروز (چهارشنبه) در مراسم آغاز سال تحصیلی در مدرسه پسرانه باقرالعلوم تهران در منطقه 14 اظهار داشت: اول مهر بهار علم و اندیشه است و مدرسه باید محیط شناخت برای دانش آموزان باشد.

وی افزود: کلید یادگیری و پیشرفت سؤال است و کشور برای ساختن آینده دانش آموزان بسیج شده است.

رئیس جمهور تاکید کرد: با توافق هسته ای فضای جدیدی پیش روی کشور و ملت ما گشوده شده است.

رئیس جمهور با بیان اینکه سؤال کردن فواید بسیاری دارد، گفت: اینکه از محیط زیستتان و زندگی عادیتان بپرسید و تحقیق کنید، جامعه را بهتر می شناسید و برای آینده خودتان بهتر برنامه ریزی می کنید و همه تلاش پدران و مادران شما، دولت و مسئولین شما و تمام کشور برای آینده شما دانش آموزان است.

روحانی افزود: امروز که بنده شما را می بینم معنایش این است که دو دهه بعد در میان جمع شما متخصصان کاردان، پزشکان متخصص و کارگران ماهر و هنرمندان و هر کدام از شما شغلی را باید بر عهده بگیرید و آن شغل را به بهترین نحو باید انجام دهید.

وی تصریح کرد: اگر همه به فکر آینده بهتر کشور باشیم و همه سؤال کنیم که چرا امروز وضع ما این چنین است و بهتر نیست و کشور خودمان را با سایر کشور ها مقایسه کنیم و بپرسیم که گذشته برای ما پدران، اجداد و بزرگان ما چه کردند و برای آینده به فکر باشیم می توانیم آینده بهتری را برای کشور خودمان داشته باشیم.

رئیس جمهور با بیان اینکه همه چیز در گرو علم و دانش است و باید از فرصت مدرسه به بهترین وجه بهره مند شویم، گفت: آینده شما و شغل و مقام شما و خدمتتان به کشور از همین کلاس های درس و یاد گرفتن ها و سؤال کردن ها و گفت وگو و مطالعه کردن ها به وجود می آید، این فرصت را قدر بدانید زیرا بهترین سال های زندگی شما است.

روحانی تاکید کرد: دانش آموزان سراسر کشور امسال همه باید بدانیم با تلاش بزرگی که ملت بزرگ و دیپلمات های ما انجام دادند و پیروزی هسته ای امروز فضای جدیدی پیش روی کشور و ملت ما قرار داده و تمام امید ما این است که تمام زنجیرهایی که بر اقتصاد و زندگی مردم، دشمنان ما بسته بودند، باز شود و ما منتظر آن روز در هفته و ماه های آینده هستیم.

وی ادامه داد: در آینده نیز شاهد فضای باز تر برای کار بیشتر خواهیم بود تا بتوان از امکانات کشورمان به بهترین نحو استفاده کنیم و رشد بیشتر را رقم بزنیم و به امید ترقی بیشتر تلاش و کوشش کنیم.

رئیس جمهور با بیان اینکه به هیچ عنوان نباید از شرایط فعلی زندگیتان راضی باشید و همیشه باید به فکر پیشرفت و شرایط بهتر باشید، افزود: دنبال شرایط بهتر بودن مسیری است که می تواند زندگی ما را متحول کند.

روحانی تاکید کرد: امسال پرسش مهری که بنده از شما دانش آموزان دارم و مانند سال های گذشته که به خوبی به این پرسش ها پاسخ گفتید می خواهم به پرسش امسال هم پاسخ دهید و سؤال بنده از شما این است شما دانش آموزان عزیزی که سرمایه اصلی کشور ما هستید به نظر شما بعد از انجام توافق هسته ای با 6 قدرت بزرگ دنیا چه فرصت های تازه ای پیش روی ما گشوده شده و فرصت های جدید چیست.

وی ادامه داد: به نظر شما دانش آموزان چه فرصت های جدیدی از منظر اقتصادی، فرهنگی و... برای کشور ما پس از توافق به وجود می آید؟ به هر حال شما فکر می کنید که بعد از پایان تحریم و در ماه های آینده فرصت پیش روی ما چیست و چگونه باید به بهترین وجه از این فرصت استفاده کنیم.





      
ارسال شده در یکشنبه 87/9/3 ساعت 9:38 ع توسط اسماعیل آرمیون

د - لوازم توسعه اقتصادی

1- همگرایی در تعریف صورت مسئله و مفاهیم پایه

لازم است ذهنیت، سیاستگذاران و مدیران اقتصادی بخش دولتی و خصوصی و کارشناسان را نسبت به تعریف صورت مسئله همسو کنیم. مفاهیم چون دولت، بازار، عدم مداخله دولت و آزاد سازی و خصوصی سازی را به ویژه در مجامع کارشناس باید به روشنی توضیح دهیم.

توسعه اقتصادی مسئله بسیار پیچیده است اما متاسفانه در کشور ما به مسئله بسیار ساده ای تبدیل شده است. به بیان دیگر، علت توسعه نیافتگی را دخالت دولت در امور اقتصادی می دانیم و راه حل آن را هم خصوصی سازی به همراه سرمایه گذاری خارجی می پنداریم. بدیهی است با چنین نگرشی ساده به مسئله ای به این پیچیدگی، نمی توان به توسعه اقتصادی دولت یافت.

البته بنا به ماهیت نظریه پردازی در اقتصاد، معمولاً  همگرایی در سیاستگذاری های اقتصادی حاصل نمی شود اما در تعریف صورت مسئله و مفاهیم پایه باید اتفاق نظر داشت.

2- اعتماد عمومی به دولت و قوه قضاییه

لازمه رشد و توسعه اقتصادی آن است که دست اندرکاران امور اقتصادی در بخش خصوصی نگران عدم امنیت اقتصادی نباشند و به صلاحیت های علمی و مدیریتی مسئولین کشور باور داشته و به سلامت و امانت مدیران ارشد نظام اعتقاد داشته باشند و یقین کنند نهادهایی مستقل و آگاه بر عملکرد هیات حاکمه نظارت کامل دارند و منافع ملی را به بهترین وجه حفظ می کنند. 

3- تسهیل جریان امور از طریق منطقی کردن ضوابط و مقررات دولتی

یکی از شاخص های توسعه نیافتگی، پیچیدگی امور در دستگاه های دولتی است که البته زمینه ساز فسادهای مالی و ادری و نارضایتی عمومی نیز هست. شفاف سازی و ساده کردن ضوابط و مقررات سهم به سزایی در افزایش کارایی اقتصادی دارد که رشد و توسعه اقتصادی نتیجه آن است. لازم است برای عدم ضرورت حضور یکی از مردم در سازمان های دولتی، بانک ها و نظایر آن برنامه ریزی کرد و خدمت رسانی غیر حضوری را توسعه داد.

4- اصلاح فرهنگ اقتصادی

فرهنگ اقتصادی در کشورهای صنعتی بر مبنای ارزش نهادن به کار بیشتر، درآمد بیشتر و زندگانی غیر تجملی شکل گرفته است. تجمل گرایی و اسراف و مصرف زدگی در این کشورها مطلقاً ارزشمند نیست. متاسفانه رسانه ها به ویژه تلویزیون و برخی مسوولین بلند پایه کشور نقش مهمی در اشاعه اسراف و تجمل گرایی در ایران داشته اند.

اصلاحات فرهنگ فقط محدود به حوزه مصرف نیست، فرهنگ تولید نیز باید اصلاح شود. متاسفانه وقتی صحبت از رشد اقتصادی می شود توجهات به سرمایه به ویژه سرمایه های خارجی معطوف می شود در حالی که تولید تابعی از کار و سرمایه است. اگر روزهایی را که به بهانه های مختلف "تعطیل" اعلام می شود در نظر بگیریم و مجموع ساعات کاری را که بدین ترتیب از بخش های مختلف اقتصادی به ویژه از صنایع و خدمات خارج می شود به دقت محاسبه کنیم آنگاه فاجعه توسعه نیافتگی بهتر نمایان می شود. کشوری که برای توسعه اقتصادی باید بیشتر کار کند دارای فرهنگی است که برای تعطیلات یعنی کار نکردن ارزش بیشتری قایل است.

نکته بعد اینکه فرهنگ اعتماد به نفس و خطر پذیری را در سرمایه گذاران جوان ایجاد کرد تا رقابت پذیری تقویت شود.

5- اقتدار دولت برای رشد و هدایت بخش خصوصی

از دیدگاه تاریخی در کشورهایی که بخش خصوصی موفق داشته اند، بخش دولتی همواره مقتدر و قانونمند و پاسخگو و نظارت پذیر بوده است. دولت باید از موضع قانونمندی به اصلاحات حقوقی بپردازد و با استقرار امنیت قضایی زمینه های مناسبی را برای رشد بخش خصوصی فراهم کند و سپس زمان امور را به بخش خصوصی بسپارد. بخش خصوصی نیز باید این واقعیت را درک کند که فقط در پناه دولتی قانونمند و مقتدر می تواند رشد کند.

6- اصلاح نهادهای پولی و مالی

نظام بانکی نقش اساسی در توزیع ثروت ایفا می کند. زیرا اینکه اعتبارات به چه افرادی یا به چه بخش هایی و تحت چه ضوابطی اعطا می شود در واقع ظرفیت های بالقوه رشد اقتصادی را در بخش های مختلف تغییر می دهد. علاوه بر این باید تمهیداتی اندیشید که منافع افراد ایجاب کند که از طریق اصلاح رفتار خویش اعتبار بیشتری نزد بانک به دست آورند و به کمک بانک ها می توان فرهنگ اقتصادی را اصلاح کرد. همچنین چون بانک نهادی است که در ابعاد گسترده ای با مردم ارتباط دارد، اصلاح نظام بانکی حتی در معنای ساده آن یعنی احترام به مشتریان و منطقی کردن عملیات بانکی در شعبه ها و ساده سازی امور بانکی و نظایر آن می تواند نقش برجسته ای در اصلاح فرهنگ اقتصادی و عقلانی کردن رفتارهای اقتصادی و جلب اعتماد مردم به نظام اقتصادی کشور ایفا کند.





      
   1   2      >